سفارش تبلیغ
صبا

یادداشی درباره ادعای سایت نماینده درباره چند مدرک تحصیلی ایشان نوشتم.

نوشتم که ادعای مبنی بر فراغت از تحصیل ایشان در دانشگاه قبل از انقلاب، بیشتر به دروغ میماند تا واقعیت!

نوشتم که ادعای سایت ایشان مبنی بر فراغت از تحصیل از دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی ارشد در رشته منابع طبیعی، در صورتی صحیح است که ایشان دارای دو مدرک کارشناسی ارشد باشد؛ که بسیار بعید است.

نام ایشان در سایت دانشگاه آزاد اسلامی در فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد رشته جنگلداری است! اگر ایشان یک مدرک ارشد داشته باشد، و اگر ادعای سایت دانشگاه آزاد درست باشد (که نادرست بودن آن، تقریباً صد در صد منتفی است)، پس به نظر می رسد با دروغ دیگری مواجه هستیم!

از دفتر و منسوبین ایشان خواستیم فتوکپی دو مدرک ایشان منتشر شود؛ مدرک کارشناسی و مدرک کارشناسی ارشد!

در نهایت تعجب، در برخی گروهها کپی مدرک دکترای ایشان منتشر شد؛ یعنی اثری از چیزی که خواسته شده بود، تاکنون هیچ جا دیده نشده است!

و با کمال تعجب، خبردار شدیم که وکیل ایشان از سه سایتی که یادداشت بنده را منتشر کرده بودند، شکایت کرده است؛ و البته از کسی که آن سایتها، خبر و یادداشت را از او گرفته بودند و نامش را هم ذکرکرده بودند، شکایت نکرد!

و البته امیدوارم با اعلام گذشت وکیل نماینده، این شکایت فیصله پیدا نکند؛ بلکه امیدوارم این شکایت تا آخر ادامه پیدا کند! یعنی از وکیل نماینده خواهش میکنم اعلام گذشت نکنند!

همه این شواهد، ما را به واقعیت، نزدیکتر می کند! اگر چنین مدرکی در کارشناسی و کارشناسی ارشد ایشان وجود داشت، این همه دوندگی و شکایت و آسمان به ریسمان بافتن لازم داشت؟!

خب لطفاً فقط با صرف چند دقیقه فرصت، کپی مدرک کارشناسی قبل انقلاب ایشان و کپی مدرک کارشناسی ارشد منابع طبیعی ایشان از دانشگاه تهران را منتشر کنید و دهان منتقدان را ببندید!

با تأخیر بیشتر، شک ما نسبت به دروغ بودن ادعاها، به زودی تبدیل به یقین خواهد شد؛ و شاید همشهریان بنده، افتخار کشف دروغ دیگری در شهر خواهند داشت!


نوشته شده در  جمعه 94/12/28ساعت  11:40 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

ماشین شهردار اردکان، پلاک شده، نه پلاک قرمز، بلکه پلاک سفید؛ آرم شهرداری هم ظاهراً ندارد؛ که احیاناً در تعطیلات عید، شهردار گران قیمت، اگر با خانواده بازدید پروژه ای رفتند، نگاه تند دیگران در استفاده شخصی از ماشین عمومی، خوشی تعطیلات عید را تلخ کند.

اصلاً بازدید پروژه که شخصی نیست! از تجربه شهرداریها در سراسر کشور می توان بازدید کرد و درس گرفت؛ چه ماشین خالی و چه با خانواده؛ مگر به حال ماشین فرقی دارد؟

حاشا که ما تصور کنیم از ماشین نود میلیونی شهردار، استفاده شخصی شود.

حاشا که ما تصور کنیم همراهی شهردار با نماینده در حدود یک ماه مانده به انتخابات در سفر به روستاهای بخش خرانق، با ماشین شهرداری بوده است.

حاشا که ما تصور کنیم شهردار با ماشین شهرداری به شیراز، رفتند؛ چه برای بازدید اقوام و چه برای ادامه تحصیلات دکتری!

حاشا که ما تصور کنیم آن زمان که آقای همین شهردار با پراید پلاک قرمز دولتی فرمانداری اردکان، حوالی شیراز دیده شدند، برای استفاده شخصی بوده. (اصلش قابل تکذیب نیست؛ چون سه نفر شاهد بودند؛ و فقط، وجه سفر قابل تحریف است؛ که دولتی بوده یا شخصی!)

حتماً مأموریت سختی در شیراز داشتند و اعزام شدند؛ و اکنون که سختی مأموریت شیراز با پراید را درک کرده اند، جز با ماشین مدل بالا نمی روند مأموریت!

البته بماند که ماشین مدل بالاتری در حد صد و پنجاه میلیون و بالاتر درخواست شده بود و شورای شهر صرفه جویی کرد و فقط خرید ماشین حدود نود میلیونی را تصویب کرد!

از این همه خدمت شهردار و سختیهایی که در مأموریتهای بین شهری می کشند، متشکریم؛ از شورای شهر هم که صرفه جویی در بیت المال را الگوی خود قرار داده، بیشتر متشکریم!

(کانال تلگرام وبلاگ تریبون ایجاد شد؛ آدرس برای عضویت:  https://telegram.me/poorroostaee )


نوشته شده در  دوشنبه 94/12/24ساعت  4:34 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

دیشب در مجلسی از مجالس عزای حضرت زهراء سلام الله علیها توفیق حضور داشتم. پس از پایان مراسم، یکی از دست اندرکاران هیأت به من گفت:

لطفاً بنویس! بنویس که برای تشکر از شهردار، جای نصب بنر و پلاکارد و پارچه به میزان کافی وجود دارد و شهر "بنرباران" می شود؛ اما برای نصب اعلامیه مراسم عزای مادر سادات، فقط یک بنر، آن هم با کلی دوندگی، اختصاص داده می شود!

گفت بنویس که برای تبلیغ حضور رئیس جمهور در یزد، اجازه "داربست باران" کردن شهر داده میشود، اما برای نصب اعلامیه مجلس عزای اهل بیت علیهم السلام، اجازه نصب داربست هم داده نمی شود!

و من گفتم، چشم! می نویسم. در روزگاری که هزینه انتقاد به شدت بالاست، و نویسنده را متهم به حب و بغض فردی و پیگیری منافع شخصی میکنند، می نویسم و باز هم می نویسم؛ شاید اثری داشته باشد!

و الآن به ذهنم رسید که کاش به آن عزیزان پیشنهاد میکردم با قلم بزرگ، انشایی در مدح شهردار بنویسند (شورای شهر، مهم نیست؛ مهم، تشکر از شهردار است!) و در آخرش، ریز بنویسند: ضمناً مجلس عزایی در آن هیأت برگزار میشود!

شاید (و البته به نظر شخصی بنده، حتماً) مؤثر می افتد و جای نصب بنر به تعداد مورد نیاز در اختیار گذاشته می شد؛  اگر هم نبود، برایتان داربست می بستند!

خدا از همگی قبول کند!


نوشته شده در  یکشنبه 94/12/23ساعت  12:11 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

چند روز پیش، وزیر بهداشت بازدیدی از بیمارستان و یک مرکز بهداشتی اردکان داشتند؛ عوامل تدارکات بازدید، تمام تلاش خود را به کار میگیرند که برای وزیر، بازدیدی کاملاً پاستوریزه فراهم کنند!

شفافتر این که تمام تلاش خود را به کار میگیرند و به گونه ای برنامه ریزی میشود که هیچ منتقد و مخالفی یک کلمه هم با وزیر حرف نزند؛

شنیده شده که گفته شده نامه مکتوب هم به وزیر ندهند. (لابد می توانستند حدس بزنند که نامه ها، انتقادی است! شاید هم چون نمیدانستند داخل نامه به وزیر چه چیزی نوشته شده، گفتند به وزیر نامه ندهید!)

شنیده شده حتی تغییراتی در نیروی انسانی داده شده که از احتیاط و محکم کاری چیزی کم نگذاشته باشند!

اگر این همه همت و تدبیری که این چند روز برای پاستوریزه کردن بازدید وزیر بهداشت داشتند، در طول یک سال برای اداره بهتر شبکه به کار می گرفتند، الآن وضع شبکه در این افتضاح فعلی نبود!

این همه تدبیر و خلاقیت برای ماستمالی ضعف مدیریت شبکه را به همه کارکنان مؤثر در این برنامه، مخصوصاً مدیر شبکه تبریک و تهنیت و شادباش عرض میکنم!

لطفاً به جای تکذیب، فکر حل مشکلات باشند؛ آمادگی تکذیب همه این ادعاها را دارم؛ هر چند شواهد کاملاً کافی برای ادعاهای این یادداشت موجود است.

همچنین به وزیر محترم بهداشت، "خسته نباشد" جانانه عرض میکنم!


نوشته شده در  پنج شنبه 94/12/20ساعت  7:22 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

تشکر وافر دارم از اعضای شورای شهر و شهردار اردکان!

تشکر که به فکر صرفه جویی در بیت المال هستند!

تشکر که برای بازدید از فعالیتهای شهری، از حمل و نقل هوایی استفاده نمیکنند!

تشکر که هزینه ایجاد فرودگاه و باند هلکوپتر بر مردم شهر ما تحمیل نکردند!

تشکر که هزینه استخدام خلبان و خدمات ناوبری هوایی از جیب مردم پرداخت نشد!

تشکر که برای افتتاح یک چراغ یا دو متر پیاده روی شهری، یک ایل و تبار، بلیط رفت و برگشت هوایی نمی گیرند و یک نفری با همان ماشین نود و چند میلیونی میروند و میایند!

تشکر که این قدر احساس خوب و مثبتی دارند از تلاش در مسیر صرفه جویی در بیت المال!

تشکر که درس التقاطی صرفه جویی در بیت المال میدهند!

تشکر که به ما فهماندند فهم امام و رهبری و مسئولان در تجمل گرایی مسئولان، کاملاً نادرست است  و به اسراف در بیت المال منتهی میشود!

تشکر که فهماندند دکتر قالیباف اشتباه کرده و اسراف میکند که با 405 در تهران رفت و آمد می کند!

تشکر که روشن شد جان شهردار ما از جان آیت الله جوادی آملی و آیت الله حسن زاده آملی مهمتر است که با 405 در جاده هراز رفت و آمد دارند!

تشکر که به ما حالی کردند که جاده کفی اردکان - تهران از جاده هراز، خطرناکتر است!

تشکر که به ما فهماندند که فکر میکنند همه مردم، مثل برخی دیگر، از راه گوش شیر خورده اند!

تشکر از این همه توهم خودمهم پنداری!

و تشکر و سپاس ویژه از عضو شورای شهر، جناب عیدانی؛ که بیش از دیگران در فهماندن این درسها به من تلاش کرد!


نوشته شده در  پنج شنبه 94/12/20ساعت  1:10 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

در خبرها خواندم رئیس هیأت مدیره نظام پرستاری میناب در نامه ای سرگشاده به وزیر بهداشت به افتتاح نمایشی دو تخت اعتراض کرده است؛ و نوشته:

"عالیجناب!

فردا قرار است بصورت ویدیو کنفرانس و ندیده و نشناخته تعداد زیادی از بخش های ویژه بیمارستانهای کشور و از جمله بیمارستان میناب را افتتاح نمایید. اما یک سوال که مدام این چند روز مانده به روز افتتاح مجازی، ذهنم را درگیر نموده این است که آیا واقعاً این مراکز از نظر ساختاری، تجهیزات، نیروی انسانی هم افتتاح خواهند شد؟ منظورم را که کاملاً درک می کنید.

یا اینکه در روز افتتاح در جلوی دوربین های مقابل شما تعدادی از تجهیزات عاریه ای (تخت فلان بخش و میز و صندلی فلان واحد و مانیتور فلان بخش و....) یا نیروهایی که از بخش های دیگر جهت دلخوشی شما چند ساعت بصورت قرضی در جلوی دوربین با لباسهای آنکارد شده و اتوکشیده صف کشیده اند را گرد هم آورده اند تا مراسم باشکوه شما به زیباترین شکل ممکن افتتاح گردد؟ "

در بخش دیگری از نامه ایشان خطاب به وزیر آمده:

"و در آخر یک سوال ویژه جناب وزیر! به راستی هدف از افتتاح بخش ویژه بیمارستان میناب که الان حدود 7 سال از شروع به کار آن می گذرد و صرف اینکه تنها 2تخت به مجموعه اضافه شده است چیست؟ یعنی این همه سر و صدا و بوق و کرنا و ویدئو کنفرانس به جهت همان 2تخت است یا که ان شاا... در خبرها اعلام خواهند کرد بخش ویژه بیمارستان حضرت ابوالفضل(ع) شهرستان میناب در استان هرمزگان با دستان مبارک وزیر محترم بهداشت و درمان افتتاح گردید؟! "

اما در شهر من اگر چنین آدمی پیدا شود که بخشی از واقعیتهای بهداشت و درمان شهر را گزارش کند، احتمالاً گوش تا گوش سربریده می شود؛ و اگر چنین نمیشود، پس چرا بسیاری از پرسنل و پزشکان بیمارستان و شبکه، حرفهای درگوشی دارند، ولی حاضر نیستند آنها را همچون رئیس هیأت مدیره نظام پرستاری میناب علنی کنند و پای آن را امضاء کنند؟!


نوشته شده در  پنج شنبه 94/12/20ساعت  12:53 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

قضیه بنرهای سفارشی تشکر از شهردار و شورای اسلامی شهر اردکان، کم کم در حال تبدیل به یک فکاهی بین المللی است!

این افتخار را به همه دست اندرکاران آن تبریک و تهنیت و شادباش عرض میکنم و موفقیت بیش از پیش این عزیزان فرهیخته و بیش از حد خوشفکر و سیاستمدار را آرزو میکنیم!

اما در این جا، قصد دارم سؤالی روشن و شفاف از شهردار اردکان بپرسم و البته انتظار پاسخی شفاف هم دارم. غیر از انتشار عمومی این یادداشت، از طریق مجاری رسمی هم این درخواست را پیگیری خواهم کرد؛ ان شاء الله.

جناب شهردار! من و شما و همگان در این شهر می دانیم و میدانند که محل نصب بنرها، به عنوان محل تجارت و درآمدزایی شهرداری ساخته شده است. کسانی که قصد نصب بنر تجاری و غیر عمومی دارند، باید درخواست خود را تقدیم کنند و پس از پرداخت هزینه اجاره محل، در مدت تعیین شده بنر را نصب کنند.

پس از پایان مهلت هم بلافاصله توسط سفارش دهندگان یا اجرائیات شهرداری، جمع آوری می شود.

اکنون سؤال بنده این است که اگر کسی قصد نصب بنر انتقاد از شورای شهر یا شهردار اردکان داشته باشد، اجازه نصب بنر را دارد؟

البته به هیچ وجه انتظار نداریم که آن چنان که حمایت ویژه از بنر تشکر می شود، از بنر انتقاد هم حمایت شود؛

یعنی انتظار نداریم برخی از اعضای شورای شهر، چنان که هزینه چاپ بنر تشکر را قبول کردند، هزینه چاپ بنر انتقاد را هم بپردازند!

و البته انتظار نداریم که محل نصب بنر انتقاد، رایگان در اختیار ما قرار گیرد؛ چنان که شایعه شده، صاحبان خیالی بنرهای تشکر اجاره محل نمی پردازند!

و البته فکر نمی کنم پاسخ قانع کننده ای بشنوم؛ اما سؤال من این است که فرق بنر تشکر و انتقاد چیست؟! چون از شما تشکر می شود، مجاز است و اگر قرار است از شما انتقاد شود، غیرمجاز است؟!

اگر این چنین باشد، توهم خودمفیدپنداری حاد، نام مناسبی برای این بیماری است؛ از آن با عنوان "خودشیفتگی تمام عیار" هم میتوان یاد کرد!

 مشابه این سؤال درباره بنر انتقاد از نماینده هم وجود دارد. ان شاء الله پس از آن که پاسخ سؤال قبلی روشن شد، سؤال دوم را هم پیگیری خواهیم کرد.

در انتظار پاسخ مناسب این سؤال کاملاً ساده هستیم.


نوشته شده در  جمعه 94/12/14ساعت  7:0 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

در یکی از سایتهای خبری شهرستان اردکان، خواندم که یکی از کاندیداهای انتخابات اخیر مجلس، کل هزینه های تبلیغاتی خود را اعلام نموده است.

این کار را بسیار پسندیدم و مبتکر این اقدام را تحسین میکنم. بر اساس اعلام دقیق و ریز هزینه ها، حجت الاسلام کوثری حدود هفت میلیون و پانصد هزار تومان هزینه تبلیغات کرده است. (لینک خبر)

کاش بقیه داوطلبان انتخابات هم لیستی از هزینه های تبلیغاتی خود را منتشر کنند؛ البته فکر کنم آرزویی باشد که با خود به گور ببریم!

یکی از دوستان که دستی در انتشارات و چاپ کتاب و جزوه و سی دی و بنر دارد، برآورد می کرد که فقط برای سی هزار بسته تبلیغاتی جناب دکتر تابش که در منازل انداخته شده، به اضافه هزینه توزیع پست، بیش از صد میلیون تومان هزینه شده باشد.

نمیدانم که این ارقام درست و واقعی برآورد شده یا نه، به ایشان عرض کردم که حقوق دو سال نمایندگی که با این حساب، خرج شده است؛ بقیه هزینه ها هم بقیه دو سال حقوق چهار ساله را مصرف می کند! و پرسیدم پس برای خود ایشان چه چیزی می ماند؟

به ریش ما خنده تلخی زدند و گفتند: فقط شوق خدمت میماند!


نوشته شده در  چهارشنبه 94/12/12ساعت  4:40 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

در آغاز تبلیغات انتخابات کاندیداهای مجلس، شنیدیم یک نفر از آقازاده های معروف از چند مرکز مختلف (بیش از سه مرکز) در لیست بیمه ارسالی به سازمان تأمین اجتماعی قرار دارد!

وقتی در چند لیست هست، یعنی از چند جا حقوق کامل میگیرد! پرداختهای موردی که نیاز به لیست بیمه ندارد.

کمی تحقیق کردیم معلوم شد سال گذشته فقط از یکی از مراکز حدود ماهی شش میلیون تومان حقوق میگرفته!

گفتیم اگر در ایام تبلیغات چیزی بنویسیم به پای بداخلاقی سیاسی و انتخاباتی مینویسند!

صبر کردیم که انتخابات تمام شود تا سیاسی محسوب نشود؛ امیدواریم پاسخ روشنی وجود داشته باشد. دوستانی پیگیر هستند که سوابق دقیق و سنوات و سایر حواشی و مراکز پرداخت حقوق را هم استخراج کنند. نتایج عجیبی پیدا شده است.

در جایی این قضیه را نقل کردیم. اول به شدت تکذیب کردند که امکان پرداخت دو حق بیمه در تأمین اجتماعی وجود ندارد. و خیلی اصرار داشتند.

فردایش زنگ زدند و عذرخواهی که از شما غیبت کردیم. خودشان گفتند پرسیدیم و شدنی است و با این که اسم فرد خاصی را نبرده بودم، خودشان اسم را هم گفتند!

امیدوارم به زودی تکذیب شود یا این که قضیه روشنتر شود؛ هر چه بادا باد!


نوشته شده در  دوشنبه 94/12/10ساعت  11:2 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

کسب اعتماد مجدد مردم اردکان را به آقای دکتر تابش تبریک عرض میکنم. 

نیز، خدمت صادقانه و سالم به مردم و نظام را برایشان آرزو میکنم.


نوشته شده در  شنبه 94/12/8ساعت  2:5 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
دیکتاتوری و بازی با قانون!
قضاوت با خوانندگان!
ابهامات چک عودتی!!!
همان حکایت سنگ بزرگ؟!
امام جمعه؛ کفیل دولت یا وکیل ملت؟!
جیبهای خالی و ادعاهای واهی!
اجر شما با اقوام مدیران!
گوشهای ناشنوا و غصه های مردم!
بخور و بچاپ فوق العاده!
منتظر اقدام یا ابلاغیه؟!
[عناوین آرشیوشده]