سفارش تبلیغ
صبا

یک آقا (شاید هم خانم!) اخیراً چپ و راست در وبلاگ پیام می‌گذارد! کار خوبی است؛ اما نمی‌دانم چرا با اسمهای مختلف، خود را معرفی می‌کند. هر چند لزومی در معرفی نام حقیقی وجود ندارد، اما این که در نظرات پی در پی با اسامی مختلف، کسی اظهار نظر کند، قدری مشکوک است!


نوشته شده در  شنبه 91/10/30ساعت  9:36 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

چندی قبل، جناب آقای عسکر اولادی در باب فتنه و عاملان اصلی آن سخنانی گفتند که به مذاق برخی اصلاح‌طلبان خوش آمد (لینک نظر ایشان) و در تشکر از ایشان و مواضعشان دست به نامه شدند.  (لینک تشکر اصلاح‌طلبان) جالب است که چقدر از اعلام موضع یک نفر ذوق‌زده شده‌اند!

نکته جالب‌تر، جوابیه آقا عسکراولادی به این نامه است که خطاب به الیاس حضرتی مدیر مسئول روزنامه اعتماد نوشته شده است. (لینک جوابیه آقای عسکر والادی به نامه تشکر)

از فردا که دکه‌ها به روی روزنامه‌ها باز می‌شوند، شخصاً انتظار ندارم که این جواب مورد استقبال یا اشاره اصلاح‌طلبان قرار گیرد؛ البته امیدوارم در این تحلیل، اشتباه کرده باشم! اما سفارش می‌کنم دوستان أعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب این روند و هر سه لینک را با دقت مطالعه نمایند.


نوشته شده در  جمعه 91/10/29ساعت  10:14 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

سال گذشته در چنین روزهایی، تیم والیبال شفق اردکان با هلال احمر قم در شهر قم مسابقه داشتند. به لطف نسبت فامیلی با رئیس هیأت والیبال اردکان و البته حس شدید وطن‌دوستی، به همراه پسرم در سالن مسابقه حاضر شدم؛

البته حضور با عبا و عمامه در سالن ورزشی به عنوان تماشاگر، برای قمی‌ها خیلی عجیب نیست!

پارسال پسرم از اول گفت حامی تیم قم است نه اردکان! هر چه تبلیغات هم کردیم فایده نداشت؛ آخه متولد قم است. و در آن مسابقه، قمی‌ها بردند. و پسر ما هم کلی خوشحال!

امروز، همان تیم والیبال اردکانی البته با تغییر نام به "پیشگامان شفق اردکان" با تیم دیگری از قم در مسابقات گروه اول لیگ دسته یک مسابقه داشت. و البته باز هم با پسرم رفتیم سالن مسابقه.

قبل از مسابقه هر چه به پسرم گفتم که تیم امسال اردکان با سال گذشته کلی فرق دارد و 33 امتیازی است و در رتبه اول گروه خود است و قمی‌ها 14 امتیازی و در میانه جدول هستند، قبول نکرد که حمایتش از تیم قم را متوقف کند. نصایح همشهریان در کادر مربیگری تیم شفق هم فایده نداشت!

حرف آخرش این بود که اگر امسال شما بردید، تازه می‌شویم یک / یک؛ پارسال ما، امسال شما!

مسابقه شروع شد و البته در نهایت،‌ در عین ناباوری، باز هم قمی‌ها بردند و علی گفت: فعلاً دو بر هیچ! جالب بود که اولاً پسرم با همه تبلیغات ما کوتاه نیامد؛ ثانیاً و البته، بازی که در نگاه اول، قطعاً به سود تیم شفق پیش‌بینی می‌کردیم، بر خلاف انتظار پایان یافت! و هر دو، نکته‌ای در خور تأمل شدید!

گفتم: تیم اردکان هم خیلی خوب بازی می‌کند. قول گرفت که چهارشنبه هفته آینده، او را به بازی تیم شفق در اردکان برسانم. قضیه حیثیتی شده است. ببینیم تا چه می‌شود!


نوشته شده در  چهارشنبه 91/10/27ساعت  8:36 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

به اقتضای مطالعه درباره موضوعی، کاملاً اتفاقی به متنی از مرحوم ابوالقاسم حالت رسیدم. چون خیلی جالب بود، حیفم آمد آن را در وبلاگ درج نکنم.

حکایتی که در ادامه می‌خوانید، نمونه روشن اثر تبلیغ منفی یا ضد تبلیغ است که به طور مرتب در زندگی با آن سر و کار داریم و گاهی خودمان هم مرتکب می‌شویم؛ (برای نمایش متن با وضوح بیشتر، روی تصویر کلیک فرمایید):

 


نوشته شده در  چهارشنبه 91/10/27ساعت  8:43 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

چندی پیش در یادداشتی با عنوان "حیف رویانیان" (لینک مطلب) نوشتم که پوست خربزه فوتبال، بدجوری زیر پای جناب رویانیان جا خوش کرده و ...

امروز در خبرها دیدم که جناب رویانیان فرمودند که "مرد میدان فوتبال نیستم!" (لینک مطلب)

این اعتراف دیرهنگام در جای خود غنیمت است، اما به شرطی که در نهایت به اقدام قاطعی در فاصله گرفتن ایشان از این محیط منتهی شود. من امیدوارم؛‌ هر چند آرزو بر جوانان عیب نیست! (به شرطی که در جوانی ما مناقشه نفرمایید!)


نوشته شده در  چهارشنبه 91/10/27ساعت  8:37 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

در میان روایات اهل بیت و پیامبر اکرم علیهم السلام این همه روایات قطعی و از نظر دلالت، کاملاً روشن وجود دارد و عمل نمی‌کنیم و آن وقت، درباره پایان ماه صفر، به یک روایت که نه در سند قطعی است و نه در دلالت،‌ چنان اهتمام داریم که گویا اگر به آن نپردازیم،‌ واجبی از واجبات و رکنی از ارکان دین از بین رفته است!!!! اگر به بقیه روایات هم این قدر اهتمام داشتیم، جهان گلستان اخلاق و معنویت بود! و کاش و ای کاش چنین بود!!!

درباره روایت پایان ماه صفر و شروع ماه ربیع،‌ عرض می‌کنم:

اول این که در روایت ماه رومی آمده نه ماه قمری؛ آن ماه رومی، در آن سال مصادف با آغاز ربیع بوده و در سالهای بعد چنین نیست. دوم این که این روایت ادعایی فقط در معانی الاخبار و علل الشرایع که هر دو از یک نفر (شیخ صدوق) است و اولی فقط کتابی در شرح روایات است، آمده و در هر دو مورد، به وضوح کل روایت نقل شده که از آن هیچ ارتباطی با بشارت آغاز ماه ربیع دیده نمی‌شود.

سوم این که خود شیخ صدوق پس از نقل روایت شرح روشنی برای آن آورده است که غالباً‌ غفلت می‌شود و چهارم این که چنان که در روایت آمده، بر فرض صحت سند، جریانی در یک واقعه خاص برای معرفی فرد بهشتی بوده و ربطی به محتوای خبر او که درباره آغاز ماه آذار رومی بوده ندارد. برای دیدن متن کامل حدیث به ادامه مطلب مراجعه کنید. ادامه مطلب...

نوشته شده در  یکشنبه 91/10/24ساعت  12:19 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

(یادداشت بعدی وبلاگ، ان شاء الله یکشنبه آینده درج خواهد شد).

در آستانه رحلت جانسوز پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام، کریم اهل بیت علیهم السلام و شهادت امام هشتم، غریب الغرباء علیه السلام هستیم. نمی‌دانم چرا وقتی از امام حسن مجتبی علیه السلام می‌شنوم،‌ اندوه خاصی بر دلم می‌نشیند. و می‌دانم که به خاطر غربت قبرش نیست!

نمی‌دانم که چرا وقتی بر امام رضا علیه السلام به عنوان «غریب الغرباء» سلام می‌دهم، نمی‌توانم غربت امام حسن علیه السلام را تصور نکنم؛ غربتی که نه در گنبد و بارگاه،‌ بلکه در زمان حضورش در میان پیروانش داشته است. ادامه مطلب...

نوشته شده در  یکشنبه 91/10/17ساعت  5:31 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

از کتابهای جالب در حوزه مباحث مهدویت، کتاب "الفجر المقدس المهدی علیه السلام و ارهاصات الیوم الموعود" تألیف مجتبی السادة است که توسط محمود مطهری نیا ترجمه شده و با نام " شش‌ماه پایانی؛ تقویم حوادث شش‌ماه پیش از ظهور" منتشر گردیده است. خواندن این کتاب را به علاقمندان این مباحث، پیشنهاد می‌کنم.

در این کتاب تحقیقی، بر اساس روایات، تحولات عجیب و سریع در شش ماه پایانی دوران غیبت کبرای امام زمان علیه السلام، ترسیم شده است. شش ماهی که در هر روز آن در هر نقطه از جهان اسلام،‌ عالمیان شاهد تحولی اساسی هستند و در نهایت، خورشید وجود امام عصر علیه السلام طلوع خواهد کرد.

در انتهای یادداشت، با توجه به مباحث سیاسی، یاد شش ماه پایانی (این شش ماه کجا و آن شش ماه کجا؟!) دولت قبل از انتخابات افتادم که ظاهراً هر روز باید منتظر خبری باشیم! عزل وزیری یا نصب رفیقی در پست اختراعی جدیدی!

به خلاف اکثر روزها که در فواصل کار،‌ اخبار را پیگیری می‌کردم، امروز بعد از نماز صبح، مشغول مطالعه اخبار از سایتهای خبری شدم. خانمم پرسید دنبال خبر تازه‌ای هستی؟ گفتم: هرچند کارمند دولت نیستیم و سمتی هم نداریم، اما بی‌خبر از آخرین تحولات، هر روز صبح سر کار رفتن، مستلزم ضایع شدن است! ببینیم عزل شده‌ایم یا هنوز سر کاریم؟!

البته وزیر محترم علوم این روزها باید بیش از یک بار سایتها را ببیند؛ هر چند گفته اولتیماتومی هنوز نرسیده،‌ اما ممکن است اول به وزیر یا سرپرست و جانشین بعدی برسد، بعد به خودش! پیام تشکر هم چند روز بعد صادر می‌شود. (لینک پاسخ وزیر علوم) (لینک پیش درآمد وزیر ارشاد)


نوشته شده در  یکشنبه 91/10/17ساعت  4:54 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

از صدا و سیما، در برنامه ویژه اربعین دیدم که درخواست پیامک لبیک یا حسین کرده بودند و هر از چندی، از آمار میلیونی می‌گفتند! هر چه فکر کردم نتوانستم برای این بازی رسانه، توجیهی بیابم یا فایده‌ای برای آن تصور کنم.

یکی از دوستان، در وبلاگش نقدی بر این کار با نام "خرافات مدرنیته" نوشته،‌ که به مطالعه آن دعوت می‌کنم. (لینک وبلاگ)


نوشته شده در  شنبه 91/10/16ساعت  11:17 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

در فقه شیعه (و فقه اهل سنت)، حجاب زنان آزاد (در مقابل کنیزان) به استثنای صورت و دو دست تا مچ، در نماز و در مقابل نامحرم واجب است. فقهای بر اساس روایات صریح فتوا داده‌اند که پوشش سر و گردن و موی سر برای کنیزان در نماز و غیر نماز، نه تنها واجب نیست؛ بلکه برخی تصریح کرده‌اند که استحباب هم ندارد! (احادیث و نمونه فتاوای فقها را در ادامه مطلب ببینید).

لطیف و لطیفه اینکه شاید با توجه به روایات مسأله و حکم فقهی درباره پوشش زنان آزاد، کسانی که اصرار بر عدم پوشش شرعی دارند، بر اساس منطق اسلام، خواسته‌اند اثبات کنند که آزاد (=حرّ) نیستند، بلکه کنیزند! ادامه مطلب...

نوشته شده در  شنبه 91/10/16ساعت  11:2 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

   1   2   3      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
دیکتاتوری و بازی با قانون!
قضاوت با خوانندگان!
ابهامات چک عودتی!!!
همان حکایت سنگ بزرگ؟!
امام جمعه؛ کفیل دولت یا وکیل ملت؟!
جیبهای خالی و ادعاهای واهی!
اجر شما با اقوام مدیران!
گوشهای ناشنوا و غصه های مردم!
بخور و بچاپ فوق العاده!
منتظر اقدام یا ابلاغیه؟!
[عناوین آرشیوشده]