سفارش تبلیغ
ثبت دامنه و میزبان هاست ایران

درباره مدیریت‌های غیربومی شهر، انتقاداتی مطرح است. در یادداشتی به غیربومی بودن یکی از مسئولان شهری، کنایه زدم! آن مسئول محترم در پیام خصوصی، این کنایه را غیراخلاقی و غیرحرفه‌ای دانستند!
در این یادداشت، درصدد دفاع از عقیده خود مبنی بر لزوم حداکثری بودن بومی گزینی مسئولان شهری نیستم؛ این کار را برای فرصتی دیگر خواهم گذاشت!
اما به‌عنوان نمونه به موردی اشاره خواهم کرد که این روزها، یکی از اخبار صدرنشین فضای مجازی شهر است! احداث تصفیه‌خانه فاضلاب میبد در کنار خانه‌های مسکونی شهر اردکان!
قول پیگیری داده‌شده است؛ خبر توقف موقت کار داده‌شده است؛ دستور کارشناسی مجدد را شنیده‌ام! و البته شنیده‌ایم که در روز تعطیل هم کار احداث تصفیه‌خانه فاضلاب میبد ادامه دارد!
و اخیراً هم شنیدیم که این تصفیه‌خانه، از نوع پیشرفته است و لابد بوی نامطبوع و تجمع حشرات ندارد!
نمی‌دانم کدام‌یک از این شنیده‌ها واقعیت است و کدامش برای ساکت کردن و فریب مردم ساخته شده است؟! اما از اوضاع چنین برمی‌آید که اتفاقی در توقف کار نخواهد افتاد و با این روال، به‌زودی شاهد افتتاح تصفیه‌خانه خواهیم بود! زودتر از آن چیزی که فکرش را بکنیم؛ البته، شاید!
اما اگر مسئولان ارشد شهری بومی بودند، یعنی کسانی بودند که برای مکان زندگی آینده خود و خانواده دلسوزی می‌کردند، حتماً عملکردی متفاوت با مسئولی دارند که معلوم نیست تا دو یا سه ماه آینده سکان‌دار شهر هست یا نه؟
علاوه بر این، به نظرم، عملکرد مسئولی که پس از برکنار شدن از مسئولیت همچنان در شهر ساکن است و با نگاه و سؤال و انتقاد مردم سروکار دارد، قطعاً متفاوت از مسئولی است که از فردای برکناری از مسئولیت در شهر، هرگز او را نخواهی دید؛ مگر به شانس یا اتفاقی که معلوم نیست برای کدام همشهری اتفاق بیفتد!


نوشته شده در  پنج شنبه 96/4/29ساعت  7:20 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

در این که امکانات درمانی شهرستان پاسخگوی جمعیت شهر نیست، هیچ تردیدی نیست؛ و در این که مسئولان شهرمان، غالباً موفقیتها را به حساب خود، و ضعفها را به حساب دیگران می نویسند هم تردیدی نیست! و شاید در این که کسی به فکر مردم نیست، هم تردیدی نباشد!

اما عجیب این است که یکی از همین امکانات فکستنی درمانی شهر، کلی مانور تبلیغی دارد؛ منظور، درمانگاه تأمین اجتماعی اردکان است که در قواره یک درمانگاه کاملاً عادی است!

ابتدا بخشی از یادداشتی که در این خصوص در تاریخ 1394/11/27 نوشتم را نقل می کنم و سپس حاشیه جدیدی اضافه خواهم کرد؛ حدود یک سال و نیم پیش نوشتم:

***

در تاریخ 21 فروردین امسال (1394)  طی مراسم مفصلی، با حضور تبلیغاتی نماینده و مسئولان شهر و با حضور مدیر عامل سازمان بزرگ تأمین اجتماعی کشور در اردکان ارتقای درمانگاه تأمین اجتماعی اردکان به پلی کلینیک تخصصی افتتاح می شود!

دوباره بخوانید: ارتقای درمانگاه به پلی کلینیک تخصصی افتتاح میشود! یعنی فقط با ارتقا موافقت شده؛ یعنی فقط و فقط، وعده ارتقا داده شده و دیگر، هیچ!

ارتقا، ساختمان می خواهد که وعده داده شده، تا سه سال آینده ساخته شود؛ نیروی متخصص و غیر متخصص نیاز دارد که وعده داده شده در آینده جذب خواهد شد!

و عملاً از آن تاریخ افتتاح تا حالا در این درمانگاه، چه اتفاق جدیدی افتاده و چه خدمت متفاوتی با روزهای قبل ارائه می شود؟! پاسخ این است که نمایشی بود و تمام شد و دیگر، هیچ!

در میبد و تفت و بافق هم این درمانگاه وجود دارد. در تفت با کمتر از یک چهارم بیمه شده تأمین اجتماعی، سازمان تأمین اجتماعی کلنگ بیمارستان 250 تختخوابی به زمین زده و ما، دلخوش وعده تبلیغاتی ارتقای درمانگاه تأمین اجتماعی هستیم و زیر تبلیغاتش، خفه می شویم!

جالب است که نماینده محترم در همان جلسه پس از کلی توضیح، با قاطعیت اعلام میکند که: (عین متن از سایتهای خبری ملی، نقل میشود):

محمدرضا تابش افزود: از امروز این مرکز درمانی به صورت شبانه روزی فعالیت خود را آغاز خواهد کرد و پس از اجرای طرح توسعه، فراهم شدن تجهیزات و جذب بیش از 40 نفر نیروی متخصص مورد نیاز و همچنین تامین پزشک متخصص، مردم به ویژه کارگران می توانند از خدمات کلینیک تخصصی تامین اجتماعی اردکان بهره مند شوند.

تأیید می فرمایید که بر اساس این سخنان هیچ چیز جدیدی در کار نیست و فقط فعلاً یک شوی تبلیغاتی است!

البته تنها چیزی که وعده داده شده بود آن بود که از امروز این مرکز به صورت شبانه روزی فعالیت میکند؛ که آن هم دروغی بیش نبود! (و تا این تاریخ 1396/4/27 همچنان وعده دروغ بود!)

ما که به این فیلمها عادت داریم؛ اما آیا یک روز کاری مدیر عامل سازمان تأمین اجتماعی این قدر بی ارزش است که صرف یک شوی تبلیغاتی تمام عیار شود؟!

****

آنچه گذشت یادداشتی قدیمی درباره درمانگاه تأمین اجتماعی اردکان بود؛ اما علت بازنشر این خبر این بود که امروز در خبرهای محلی این تیتر خبری آمده بود که:

"آغاز عملیات اجرایی ساختمان جدید پلی کلینیک تامین اجتماعی اردکان فردا با حضور ربیعی وزیر تعاون، نوربخش مدیرعامل تامین اجتماعی و تابش نماینده محترم مردم اردکان در مجلس شورای اسلامی"

اینجاست که این سوال پر رنگ می شود: یک درمانگاه ساده و ابتدایی و این همه تولید خبر؟! شاید همه این گونه بتوان سوال را مطرح کرد: یک گاو نر و این همه شیر و ماست و کره و دوغ؟!

****

البته شاید تأمین اجتماعی همه از این شوی تبلیغی ناراضی نباشد؛ هم خبر تولید کرده؛ هم مانوری داده تا نپرسند در برابر پاروی پول میلیاردی از این شهر، چه خدماتی درمانی به بیمه شدگان ارائه کرده است!


نوشته شده در  سه شنبه 96/4/27ساعت  1:32 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

گزارش پیشرفت پروژه های ساختمانی، معیار و ضوابط تقریباً روشنی دارد. معمولاً پس از اتمام خاکبرداری، پی کنی، نصب اسکلت و اجرای سقف تمامی طبقات (بدون تیغه بندی و دیوارچینی)، بین 28 تا 35 درصد پیشرفت ساختمان گزارش می شود.

اما شهردار اردکان، آیا با این قوانین و ضوابط آشناست؟ حتماً با توجه به شرایط کاری، آشنا هستند!

اما چرا شهردار اردکان در نامه 96/3/7 با شماره 1032/01/2/96 خطاب به ریاست محترم اداره راه و شهرسازی اردکان، پیشرفت ساختمانی پروژه هتل کوشک را 49 درصد گزارش کرده اند؟!

هر کسی که از کنار میدان چادرملو عبور کند، به وضوح می بیند که حتی عملیات اسکلت و سقف ریزی ساحتمان هتل کوشک هم تمام نشده است!

در حالی که حتی اگر عملیات ستون و سقف هم تمام شده باشد، ظاهراً پیشرفت کار در حد 49 درصد نخواهد بود و گزارش موجود، دروغ و تقلب است!

شاید هیچ کاسه ای زیر نیم کاسه نباشد؛ اما با گزارش نادرست، چه منافع احتمالی، و به جیب چه کسانی می رسد؟! منتظر پاسخگویی شهرداری به این ابهام هستیم.

شاید سند موجود در دست ما، تقلبی باشد؛ شاید هم اشتباهی صورت گرفته که لازم است اصلاح شود!


نوشته شده در  دوشنبه 96/4/26ساعت  5:30 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

الو 137: آسفالت برخی کوچه‌های بلوار آیت‌الله خاتمی، خیلی خراب است!

اپراتور: ممنون از اطلاع‌رسانی شما. گزارش توسط مقام مسئول، بررسی و اقدام می‌شود.

هامش گزارش مکتوب: پیاده‌روهای بلوار با قید فوریت آسفالت شود!

****

الوی دیگر 137: آسفالت برخی کوچه‌های خیابان صدرآباد خیلی خراب است!

اپراتور: ممنون از اطلاع‌رسانی شما. گزارش توسط مقام مسئول، بررسی و اقدام می‌شود.

هامش مقام مسئول به گزارش مکتوب: پیاده‌روهای خیابان صدرآباد بلافاصله موزاییک شود!

****

الوی سوم 137: ورودی شهرک ولیعصر خطرناک است و تصادف زیادی در این منطقه اتفاق می‌افتد!

اپراتور: ممنون از اطلاع‌رسانی شما. گزارش توسط مقام مسئول، بررسی و اقدام می‌شود.

هامش مقام مسئول به گزارش مکتوب: فوراً موزاییک پیاده‌روهای شهرک ولیعصر کنده و نوسازی شود!

****

الوی چهارم 137: به نظر می‌رسد امکانات تفریحی کودکان در پارک انار کم است؛ برخی هم به نوسازی و رنگ‌آمیزی نیاز دارد!

اپراتور: ممنون از اطلاع‌رسانی شما. گزارش توسط مقام مسئول، بررسی و اقدام می‌شود.

هامش مقام مسئول به گزارش مکتوب: فوراً موزاییک پیاده‌روهای خیابان ابوالفضل کنده و به‌جای آن سنگ ‌فرش شود!

****

...... (دو سال و نیم بعد، اتاق اپراتور سامانه 137) ....

الوی 6587 به 137: روشنایی و ورودی مسکن مهر، نیاز به توجه جدی دارد!

اپراتور: ممنون از اطلاع‌رسانی شما. گزارش توسط مقام مسئول، بررسی و اقدام می‌شود.

هامش مقام مسئول به گزارش مکتوب:

دستور 1: با قید فوریت خط 137 تعطیل شود. موجودی انبار سنگ و موزاییک تمام‌شده؛ تولید سه سال آینده هم پیش‌خرید شده و دستور خورده است؛ ضمناً شایعه توقف کار به خاطر فقدان منابع مالی به‌شدت تکذیب می‌شود. پول از جایی پیدا خواهیم کرد!!!

دستور 2: روابط عمومی کاری به این کارها نداشته باشد!


نوشته شده در  چهارشنبه 96/4/21ساعت  5:42 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

در خبرها خواندم که سازمان بازرسی کل کشور به موضوع حفظ درختان خیابان ولیعصر تهران توجه کرده و آن را در دستور کار خود قرار داده است!

در بخشی از گزارش هیات بازرسی تاکید شده است: ضعف نظارت در حفظ و نگهداری درختان خیابان ولیعصر موجب افزایش قطع درختان شده است؛ به طوری که بیش از 20%  درختان خشک شده و بیش از 15% از مجموع درختان روبه زوال است و در محدوده میدان منیریه بیش از 40% درختان قطع شده است. آمار احصاء شده و روند رو به افزایش زوال درختان مبین مدیریت غیرمنسجم است. (منبع ایسنا؛ کد خبر96042011055)

نمی دانستم که سازمان بازرسی این گونه موارد را هم بررسی می کند. اما با لحاظ خبر فوق، شخصاً از سازمان بازرسی استان یزد درخواست می کنم هر چه سریعتر بازدیدی و گزارشی از خیابان شهید موسی کلانتری (یا همان خیابان کاج) اردکان داشته باشند.

درختان کاج این خیابان، آن چنان سرسبز و خرم و تنومند و سرحال بودند که در دوره های قبل، به خاطر حفظ درختان کاج این خیابان، حتی طرح توسعه این خیابان، از یک طرف اجرا شد که درختی قطع نشود!

اما به لطف طرحهای ضایع شهرداری اردکان در دوره اخیر، با سیمانکاری اطراف این درختان و قطع منافد آب و تغذیه درخت، طی دو سال گذشته حدود یک سوم درختان این خیابان خشک و قطع شده است. درختهای باقیمانده هم رنگی به رخسار ندارند و طی چند سال آینده، در صورتی که وضع به همین منوال بماند، قطعاً خشک خواهند شد!

در خصوص وضع اسفناک درختان این خیابان، حداقل بنده طی دو سال گذشته، دو یادداشت انتقادی نوشتم؛ اما دریغ از توجه! تنها واکنش شهرداری اردکان به انتقاد، شکایت از نویسنده بود؛ و درختها، همچنان خشک می شوند!

مجدد از سازمان بازرسی به قید فوریت دعوت می کنم از این خیابان بازدید و گزارش تهیه کنند؛ شاید جلوی طراحی شهرداری اردکان برای مرگ زودرس این درختان، هر چه زودتر گرفته شود!


نوشته شده در  سه شنبه 96/4/20ساعت  4:16 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

این روزها خیابان حافظ مسدود است و برای رسیدن به خیابان رسالت و شهید مطهری، باید راه کوچه ها را پش گرفت.

دیروز از کوچه 89 خیابان صدرآباد (کوچه شهید خانزاده) برای رسیدن به خیابان رسالت، عبور کردم! آسفالت کوچه به شدت خراب و پر از چاله های فضایی و شبه فضایی که ماشین نود میلیونی را هم جلودار نیست!

آقای شهردار! اگر شکایت نمی کنید و اگر اجازه هست، مطلبی عرض کنم؟!

با اجازه، عرض می کنم وقتی کسی وضع آسفالت این کوچه و نظایر آن را در شهر می بیند؛ که فکری به حال آن نشده، و از سوی دیگر، کندن موزاییک و آسفالت پیاده روهای اطراف شهرک ولیعصر و نوسازی را می بیند، به احتمال بسیار زیاد برایش شکی نمی ماند که کاسه ای زیر نیم کاسه است!

آخر کسی در این تردید دارد که هزینه کردن برای اصلاح وضع غیرقابل تحمل آسفالت برخی معابر، اولویت دارد؛ یا کندن موزاییک و آسفالت پیاده رو؛ که مشکل اضطراری و اولویت اساسی هم ندارد؟!

و بدون تردید، انسان به یاد حکایتی چاه کنی می افتد که در پاسخ اعتراض به حفر چاه در محلی که آب ندارد، پاسخ داد: اگر برای صاحبش آب ندارد؛ برای ما نان که دارد!

آقایان محترم شورای چهارم هم مرا خواهند بخشید که از ساحت شهردارشان، بی اجازه، سوالی پرسیدیم؛ خب! وقتی شما کار و وظیفه تان را انجام نمی دهید، دیگران مجبورند، بی اجازه، دخالت کنند!


نوشته شده در  دوشنبه 96/4/19ساعت  12:9 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

به این که یک نماینده در دوره نمایندگی، درس هم بخواند و ارشد و دکترا بگیرد، چگونه ممکن است، کار ندارم؛ افزایش حقوقش هم نوش جانش!

اما چرا مسئولان سایتش، از درج نام دانشگاه آزاد به عنوان صادر کننده مدرک ایشان، هم  ارشد و هم دکتری، ننگشان آمده است؟!

قبلاً فکر می کردیم که غفلت شده، اما پس از شکایت وکیل نماینده و تبرئه افشاکنندگان این دروغ، معلوم می شود که عمداً چنین کاری (و دروغی) در سایت جناب نماینده صورت گرفته است!

جناب آقای تابش! به مسئولان سایت رسمی تان بفرمایید: مدرک ارشد از دانشگاه آزاد دارید و نه از دانشگاه تهران؛ که در سایت شما درج کرده اند!

و البته اگر مسئولان سایت شما، تحصیلات دانشگاهی ندارند و از اعتبار دانشگاهها خبر ندارند، بفرمایید دانشگاه تهران با دانشگاه آزاد خیلی فرق دارد!

همچنین به مسئولان سایت خود بفرمایید دکترای شما از دانشگاه آزاد است! و باز هم بفرمایید که دانشگاهی که در سایت شما به عنوان محل تحصیل دکتری درج کرده اند (دانشگاه علوم و تحقیقات)، نام یک دانشگاه خیالی است و در عالم واقع، وجود خارجی ندارد!

جالب است؛ دانشگاهی که نانش، خوش است و نامش، ننگ و عار!


نوشته شده در  یکشنبه 96/4/18ساعت  3:12 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

جناب فرماندار محترم اردکان!

اگر شورای شهر بر عملکرد شهردار و شهرداری نظارت نداشته باشد، یا به وظایف نظارتی خود به درستی عمل نکند، چه باید کرد؟

نقش فرماندار به عنوان نماینده دولت و حافظ منافع مردم در این میانه چیست؟

شهرداری اردکان، اواخر سال گذشته، با کلی هزینه، جدولهای سیمانی کنار و وسط کل بلوار طولانی آیت الله خاتمی را سیمانکاری و رنگ آمیزی کرد!

و در نهایت تعجب، به فاصله بسیار کوتاهی اقدام به روکش آسفالت بخشی از این بلوار کرد و ظاهراً روکش آسفالت کل بلوار در دستور کار است.

در واقع با تصمیم جدید، تمام هزینه قبلی سیمانکاری و رنگ آمیزی بلوار حیف و میل شده است؛ چون نه رنگی می ماند و نه سیمان جدولها!

اگر باور ندارید، در پایان ساعت اداری، وقتی که در حال برگشت به محل سکونت خود در یزد یا هر جای دیگری هستید، سری به بلوار آیت الله خاتمی بزنید و جدولها و رنگ جدول بخشی را که روکش آسفالت کردند، ببینید!

کسی نیست که از این همه مسئول ظاهراً متخصص شهرداری بپرسد که اگر قصد روکش آسفالت بود، چرا برای سیمانکاری و رنگ آمیزی بلوکهای سیمانی هزینه شد؟

شخصاً چون حوصله دادگاه رفتن و برگشتن نداریم، این سؤال را از ساحت مقدس شهردار نمی پرسیم!

چرا این سوءتدبیر و حیف و میل اموال مردم، مورد توجه شورای شهر نیست؟! و آیا فرماندار و دیگر نهادهای نظارتی نباید در مقابل این حیف و میل و نظایر آن، واکنشی داشته باشند؟!

جناب فرماندار! نمی دانم می توان به بررسی شما امیدوار بود یا نه؛ و البته نمی دانم که پس از شما، شکایت به چه کسی باید برد؟!


نوشته شده در  جمعه 96/4/16ساعت  5:59 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

به نظر می رسد در این شهر آفت زده، دو گروه محترم هستند؛ یکی گروهی که به هیچ کسی و هیچ کاری نقد و اعتراض ندارند؛ و دیگری، گروهی که همواره دست به سینه، دستمال به دست، آماده تعریف و تمجیدند!

محتوای نقد، اداره و فرد محل نقد، شخصیت و تحصیل و تخصص ناقد و هر چیز دیگری، ذره ای در این اصل اساسی خلیی وارد نمی کند!

و اگر جزء دو گروه اول نباشی، فاتحه ات خوانده است!

و به جای آن که محترم باشم، همواره ترجیح می دهم برایم فاتحه ای بخوانند!


نوشته شده در  جمعه 96/4/16ساعت  5:35 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

(این گزارش کاملاً واقعی است.)

استادی در یکی از مراکز دانشگاهی شهر اردکان، در یک ترم مثلاً برای شش درس دو واحدی دعوت می شود.

کم کم و طی سه چهار هفته، آموزش مرکز آموزشی، درسهای این استاد را به دو درس کاهش می دهد. چرا؟ به خاطر ضعف علمی استاد؟ پاسخ منفی است.

دلیل این است: " خیلی با آدمهای مختلف رودربایستی دارن...مثلا فلانی میگه منم میخوام تدریس کنم. یهو یکی از کلاسای منو مثلا کم میکنن که هفته ای دوساعتم او درس بده و بی دماغ نشه!"

عجیب است؛ اما در اردکان سیاست زده، کاملاً واقعی!

از آن عجیب تر این که در هفته هشتم و نهم ترم، کلاسها منحل شده و دانشجویان وسط ترم بر می گردند به کلاس همان استاد اول!

"بعد از هشت هفته یک کلاس منحل شده و همه ریختن توی کلاس من! با 50 تا دانشجو چکار کنم من؟! تازه بعد از هشت جلسه تدریس از کجای مطلب باید شروع کنم باز؟!"

با این اوضاع، وضعیت علمی مراکز دانشگاهی اردکان را با شهر همجوار مقایسه کنید! وقتی، میدان علم و دانش و مناصب علمی هم این چنین آفت زده سیاسی می شود، باید فاتحه علم را خواند! الفاتحه!

(متنهای داخل گیومه، به قلم یکی از اساتید است که عین آن نقل شده است؛ محتوا کاملاًً موثق است.)


نوشته شده در  یکشنبه 96/4/11ساعت  12:19 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
دیکتاتوری و بازی با قانون!
قضاوت با خوانندگان!
ابهامات چک عودتی!!!
همان حکایت سنگ بزرگ؟!
امام جمعه؛ کفیل دولت یا وکیل ملت؟!
جیبهای خالی و ادعاهای واهی!
اجر شما با اقوام مدیران!
گوشهای ناشنوا و غصه های مردم!
بخور و بچاپ فوق العاده!
منتظر اقدام یا ابلاغیه؟!
[عناوین آرشیوشده]