سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

در نامه‌ای سرگشاده به مدیرکل امور اجتماعی استانداری؛ انتقاد صریح مدیر فرهنگی دانشگاه یزد از ثبت تخلفات رانندگی با دوربین

مدیر امور فرهنگی و اجتماعی دانشگاه یزد با نگارش نامه‌ای خطاب به مدیر کل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری و دبیر کمیسیون ارتقای امنیت اجتماعی استان، در انتقاد از نصب دوربین‌های پیشرفته ثبت تخلفات رانندگی در سطح شهر، نصب این دوربین‌ها را باعث کاهش اعتماد اجتماعی و افزایش فاصله بین مردم و پلیس عنوان کرد، به طوری که مردم پلیس را مقابل خود خواهند دانست و این آسیب نهایتاً منجر به کاهش سرمایه اجتماعی در جامعه می‌شود.

متن نامه دکتر سیدرضا جوادیان خطاب به دکتر مجید جوادیان‌زاده بدین شرح است:

سلام علیکم احتراماً، با توجه به شرح وظایف کمیسیون ارتقای امنیت اجتماعی و جایگاه آن، نکاتی در خصوص نصب دوربین‌های کنترل ترافیک در سطح استان به استحضار می‌رساند، خواهشمند است دستور فرمایید نکات پیشنهادی در کمیسیون مذکور مورد بحث و بررسی قرار گرفته تا ان‌شاء الله تصمیمات مقتضی گرفته شود.

از اواخر سال 1394، شاهد نصب دوربین‌های ثبت سرعت خودروها و تخلفات رانندگان در شهر یزد بودیم که تا امروز نیز با شدت کمتر ادامه دارد. اینکه آمار تخلفات رانندگی کاهش پیدا کند، غایتی است که برای همه شهروندان و مسئولان شهری و استانی مورد توجه و احترام است. اما نکته مهم آن است که از چه طریق می‌توان به این هدف دست یافت و آیا شیوه‌ای که انتخاب می‌شود تا ما را به این غایت برساند چه آثار و پیامدهایی بر جامعه و رفتار شهروندان خواهد داشت؟

به نظر می‌رسد در شیوه‌ای که مسئولان مربوطه برای کاهش تخلفات رانندگی به کار گرفته‌اند، نکات و پیامدهایی متصور است که توجه به آنها اهمیت زیادی دارد.

نکته اول: اگر یکی از اهداف مهم در جامعه، افزایش اعتماد اجتماعی و به‌ویژه اعتماد مردم به پلیس باشد، نصب دوربین‌های پیشرفته ثبت تخلفات، نه تنها به افزایش اعتماد اجتماعی کمک نمی‌کند بلکه باعث افزایش فاصله بین مردم و پلیس می‌شود به حدی که مردم به جای آنکه پلیس را از خود و حامی خود بدانند، پلیس را مقابل خود خواهند دانست و این آسیب نهایتاً منجر به کاهش سرمایه اجتماعی در جامعه می‌شود.

از طرف دیگر در حال حاضر بسیاری از افراد جامعه تصور می‌کنند که پلیس راهور به خاطر افزایش وجوه حاصل از جریمه هم از یک طرف میزان جریمه‌ها را چند برابر کرده است و هم از طرف دیگر با نصب دوربین‌ها به دنبال آن است که کوچکترین تخلفات، رصد شده و متخلف را جریمه کند. این تصور نیز به کاهش اعتماد اجتماعی و نهایتاً سرمایه اجتماعی منجر می‌شود و مشخص نیست در آینده با چه شیوه‌ها و صرف چه هزینه‌هایی بتواند جبران مافات کرد، به نظر شما این تفکر و تصور چقدر می‌تواند به شکل گیری و توسعه فرهنگ صحیح عبور و مرور و رانندگی کمک کند؟

نکته دوم: اگر به دنبال ایجاد رفتار قانون مدار در عبور و مرور شهری و جاده‌ای هستیم و اگر به دنبال افزایش انضباط درونی افراد هستیم، نصب دوربین‌ها، شیوه مناسبی برای رسیدن به این هدف نیست. باید توجه داشت که آنچه باعث شد اکثریت مردم از کمربند ایمنی حتی در معابر شهری استفاده کنند، جریمه‌ها و تنبیهات پلیس راهور نبود بلکه شیوه‌هایی چون آموزش و الگودهی از طریق رسانه‌ها و سایر نهادهای اجتماعی مثل مدارس بود که باعث نهادینه شدن نسبی رفتار مذکور شد.

وقتی چنین تجربه موفقی از نهادینه شدن رفتار قانون مدار و سلامت محور در جامعه وجود دارد چرا باید از روش‌های تنبیهی مخل حقوق شهروندی برای نهادینه شدن یک رفتار استفاده کرد.

نکته سوم: اگر به دنبال تقویت جایگاه استان در سطح کشور و حتی دنیا به عنوان شهر دارالعباده و دارالعلم و با سابقه درخشان و نمونه فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی هستیم، نصب دوربین‌های مذکور چه آسیب‌هایی به این موضوع می‌زند و چقدر به ما در رسیدن به اهداف مربوطه کمک می‌کند؟

جای تأسف است که رئیس راهور استان در همایش ملی فرهنگ رانندگی، قانون‌گریزی و رفتار تهاجمی که در اردیبهشت 95 در دانشگاه یزد برگزار شد، چنین گفتند: 219 دستگاه دوربین کنترل ترافیک در استان نصب شد که 100 مورد آن در مرکز استان است و در این خصوص جزء استان‌های رتبه اول کشور هستیم. به نظر شما در این زمینه رتبه اول بودن افتخار است یا نبودن؟

شهر یزد به واسطه نبودن دوربین و داشتن فرهنگ عبور و مرور باید رتبه اول باشد نه داشتن دوربین‌های ترافیکی.شأن و منزلت شهروندان دارالعباده باید تکریم شود و چنین اقداماتی اگر توهین به مردم و فرهنگ غنی یزدی نباشد، بی شک موجبات نارضایتی گسترده شهروندان را فراهم می‌کند.

نکته چهارم: اگر به دنبال عملی شدن شعار سال 95 (سال خوشامدگویی به یزد) هستیم، نصب چنین دوربین‌هایی چقدر می‌تواند در این زمینه کمک کند؟ احتمالاً بسیاری از افراد با تبعات منفی دوربین‌ها بر نگرش گردشگران شهر یزد نسبت به یزد در نوروز امسال مواجه شده باشند، لازم است در این زمینه، آمار خودروهای پلاک غیر یزدی که به دلیل تخلفات متنوع در ایام تعطیلات نوروز و بعد از آن جریمه شده‌اند و برای آنها قبض جریمه صادر و ارسال شده است مورد بررسی قرار گیرد.

به نظر شما جریمه‌شدگان نسبت به شهر یزد چه قضاوتی خواهند کرد؟ فقط سه مورد از آنها که بر حسب تصادف با بنده هم صحبت شده‌اند ضمن اعلام نارضایتی شدید از جریمه‌ها، اعلام کردند که دیگر به یزد نمی‌آیند. احتمالاً اولین دوربین دو کیلومتر مانده به دروازه قرآن به گردشگران خوشامد گفته است و دوربین دوم نیز سه کیلومتر بعد از دروازه قرآن همین کار را انجام داده است. البته اگر گشت راهور در کنار دروازه قرآن خودروی آنان را متوقف نکرده باشد!

جذب گردشگر، امروز در دنیا یک صنعت پردرآمد است که چنانچه بخواهیم در این زمینه موفق باشیم باید استانداردهای آن را رعایت کنیم.نکته پنجم: همه ما می‌دانیم که تعداد خودروها و وسایل نقلیه در دهه اخیر افزایش چشمگیری داشته که جدا از بحث آلودگی هوا، مشکلات ترافیکی را نیز ایجاد کرده است. سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود آن است که آیا با توجه به روند افزایش وسایل نقلیه در معابر شهری استان و همچنین توسعه شهرنشینی، در آینده نه چندان دور با مشکلات ترافیکی و حجم بالای وسایل نقلیه در معابر شهر یزد مواجه نخواهیم بود؟

اگر چنین شود آیا رانندگان وسایل نقلیه می‌توانند با سرعت بالای 50 کیلومتر در معابر شهری حرکت کنند؟ آیا در خیابانی چون آیت‌ا... کاشانی در حال حاضر امکان سرعت غیر مجاز وجود دارد؟ در آن صورت آیا باز هم این دوربین‌ها می‌توانند کارآیی داشته باشند؟احتمالاً جواب این سؤال منفی است. وقتی چنین اتفاقی رخ داد چه کسی در آن زمان جوابگوی کاهش اعتماد اجتماعی و آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی نصب و به کارگیری این دوربین‌ها خواهد بود؟ و چگونه و باصرف چه هزینه‌هایی می‌توان این آسیب‌ها را از بین برد؟

در پایان شایسته است هر چه زودتر نسبت به موضوع نصب دوربین‌های کنترل ترافیک در سطح استان و به ویژه شهر یزد، همفکری و نقد و بررسی با توجه به اولویت‌های مهم استان انجام گیرد و با صاحبنظران، کارشناسان و متخصصان مربوطه مشورت شود. چرا که لازم بود برای طرح‌هایی همچون طرح مذکور، پیوست فرهنگی و اجتماعی آن تدوین می‌شد و یا لااقل در کار گروه‌ها و کمیته‌های حوزه فرهنگی و اجتماعی استانداری مطرح می‌شد.

سیدرضا جوادیان مدیر امور فرهنگی و اجتماعی دانشگاه یزد


نوشته شده در  شنبه 95/4/12ساعت  3:21 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

عثمان بن حنیف از اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. بصیرت او چنان است که بلافاصله بعد از وفات پیامبر در صف حامیان و پیروان امیرمؤمنان امام علی علیه السلام قرار می گیرد.

در اولین سال خلافت امیرمؤمنان امام علی علیه السلام، در نگاه حضرت، مدیریت و شجاعت و سلامت عثمان بن حنیف چنان است که مورد اعتماد حضرت قرار می گیرد و به عنوان والی حضرت در شهر پرآشوب بصره، منصوب میشود.

با این وجود، اعیان بصره مهمانی دارند و عثمان هم در آن شرکت میکند. خبر به حضرت امیر علیه السلام می رسد. حضرت، طی نامه ای (نامه 45 نهج البلاغه) او را مذمت میکند. در بخشی از نامه حضرت به عثمان بن حنیف آمده است:

هرگز نمى پنداشتم که تو دعوت مردمى را اجابت کنى که بینوایان را از در مى رانند و توانگران را بر سفره مى نشانند. بنگر که در خانه این کسان چه مى خورى ، هر چه را در حلال بودن آن تردید دارى از دهان بیفکن و آنچه را، که یقین دارى که از راه حلال به دست آمده است ، تناول نماى. (بخش آغازین نامه 45)

حضرت هم حضور در چنین جمعی را شایسته حاکم اسلامی نمی داند و هم دستور می دهد از استفاده از آنچه برایش فراهم کرده اند، احتیاط کند؛ هم از حیث حلال و حرام بودن اصل لقمه، و هم از حیث انتظاری که از خواهند داشت!

اما نمیدانم اگر به حضرت خبر می رسید که امیری از حاکمان منسوب به ولایت او، هدیه ماشین چند صد میلیونی پولداران را گرفته و به رسم امانت سوار می شده یا می شود، چه می نوشت و چه واکنشی داشت؟!

اما همین قدر میدانم که امامی که در برابر یک وعده مهمانی والی منصوب از طرف او، این واکنش تند را دارد، حتماً به پذیرش چنین هدیه ای رضایت نخواهد داد!

از این جنس هدایا، البته برای حضرت علی علیه السلام هم آوردند؛ اما حضرت، با همه عصمت و تقوایی که داشت، پذیرش این هدیه مشکوک را برای خود توجیه نکرد؛ حضرت درباره این هدیه فرمود:

شگفت‌آورتر داستان کسی است که نیمه شب ظرفی سرپوشیده پر از حلوای خوش طعم و لذیذ به درب خانه ما آورد، ولی این حلوا معجونی بود که من از آن متنفر شدم گویا آن را با آب دهان مار یا استفراغش خمیر کرده بودند!

به او گفتم هدیه است یا زکات یا صدقه؟ چون این هر دو بر ما حرام است. گفت نه این است و نه آن، بلکه هدیه است.

به او گفتم ... آیا از طریق دین خدا وارد شده‌ای که مرا بفریبی؟ ادراکت به هم ریخته یا دیوانه شده‌ای و یا هذیان می‌گویی؟ به خدا سوگند اگر اقلیم‌های هفتگانه با آنچه در زیر آسمان‌هاست به من دهند که خدا را با گرفتن پوست جوی از دهان مورچه‌ای نافرمانی کنم هرگز نخواهم کرد و این دنیای شما از برگ جویده‌ای در دهان ملخی، نزد من خوارتر است. علی را با نعمت‌های فانی چه کار؟ (بخشی از خطبه 216)

اما کسانی که هدایای چندصدمیلیونی را بی واهمه می پذیرند و استفاده می کنند، چقدر خود را متقی تر و چقدر ایمانشان را راسخ تر از ایمان امیرمؤمنان امام علی علیه السلام می دانند که هدیه را می پذیرند و از لغزشهای آن، خود را مصون می دانند؟! خدا می داند!


نوشته شده در  پنج شنبه 95/4/10ساعت  2:44 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

ضرب المثل معروفی است که میگوید گربه را به هر طریقی بیندازید، چهار دست و پا فرود می آید؛ کنایه از این که هر طوری بخواهی به او ضربه بزنی، راه دفعش را بلد است!

اخیراً بانکها مجبور شدند که سود سپرده های خود را کاهش دهند؛ که با اشتیاق فراوان اقدام کردند! پیرو آن، انتظار بود که سود تسهیلات اعطایی را نیز کاهش دهند؛ که قرار شده از هفته آینده کاهش دهند!

اما پیش از آن که سود تسهیلات به دستور قانونی، کاهش داده شود، بانکها خیلی زودتر چهار دست و پا، فرود آمده اند! یعنی راهی در پیش گرفته اند که نه تنها، این دو درصد کاهش سود تسهیلات را جبران کردند، بلکه چند درصد هم جلو زدند!

آن راه هم بر این قرار است که که برخی بانکها برای پرداخت تسهیلات، از اول تیرماه، بیست درصد تسهیلات را مسدود میکنند؛ مشکل شرعی اش که بماند، به حساب بازاری هم این تسهیلات شاید حدود 28 درصد بیفتد!

و چنین است که گربه نظام بانکی، همواره چهار دست و پا به زمین می رسد!


نوشته شده در  سه شنبه 95/4/8ساعت  9:55 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

خبر زیر را که در خبرگزاریها منتشر شده، بخوانید؛ البته حاشیه آخر بنده را هم بخوانید:
به گزارش خبرگزاری میزان، قاضی ناصر سراج به پرونده بانک رفاه کارگران و فیش های حقوقی نامتعارف اشاره کرد و گفت: اولین بار موضوع از بانک رفاه کارگران شروع شد که رئیس این بانک، قبلا رئیس بانک ملی بود، بانک رفاه کارگران پرونده سنگینی بود که در حال حاضر در دادسرا مطرح است.
حسین فریدون به من اصرار کرد که فلان آقا بیاید رئیس بانک رفاه کارگران شود، بنده به شدت مخالفت کردم و گفتم این فرد پرونده سنگینی دارد که با لابی و اصرار ایشان، رئیس بانک رفاه کارگران شد. قوه قضائیه آیا بیشتر از این هم می‌تواند کار کند. وی در حال حاضر اینجا بود و من گفتم که شما فشار آوردید و هرکسی که مشکل دارد هر جا برود مشکل ایجاد می‌کند.
اما حاشیه نگارنده:
این هم تقصیر دولت قبلی بود؛ چرا که اگر دولت قبلی تمام نشده بود، دولت جدید روی کار نمی آمد و آقای فریدون، برادر رئیس جمهور نمی شد و فشار نمی آورد! چه دولت بدی بود دولت قبلی!

نوشته شده در  سه شنبه 95/4/8ساعت  2:45 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

چندی قبل در رسانه های مجازی محلی، ویژه برنامه سحری سیمای مرکز یزد، شاید به دلیل نقش برجسته مجری اردکانی آن، مورد توجه برخی دوستان قرار گرفت.

در نقد یا تأیید این برنامه نکاتی نوشته شد؛ از جمله نقدها، محتوایی بود که از آن می توان با "مرگ خلاقیت" در این ویژه برنامه یاد کرد. اکنون که آبها از آسیاب افتاده است، از منظر دیگری به این موضوع می پردازم.

(شاید با وجود سابقه ده ساله نگارنده در صدا و سیما (و نه، مرکز یزد)، خوانندگان محترم، نوشتن در این موضوع را خارج از تخصص محسوب نفرمایند؛ هر چند بیش از پنج سال است که بنا به خواست شخصی، ارتباط خاصی با این مجموعه ندارم؛ جز عضویت در یک کمیته مشورتی، و دیگر هیچ.)

در بررسی محتوای ویژه برنامه سحری سیمای مرکز یزد، و به طور کلی، تمام ویژه های سحر، دو بخش کاملاً از هم جداست؛ یکی سردبیری و برنامه ریزی محتوای برنامه و دیگری اجرا و گویندگی به عنوان یکی از آیتمهای آن.

در طراحی آیتمهای یک برنامه، مهمترین نکته، توجه به اهداف و کارکردهای خاص برنامه است. ویژه های سحر مراکز استانها، برنامه سرگرمی_تفریحی یا علمی_آموزشی یا مستند و ... نیست؛ بلکه، برنامه ای است با هدف اطلاع رسانی محلی اوقات اذان و نیز ایجاد فضای معنوی _ عرفانی در ساعات منتهی به اذان صبح.

طبعاً، اگر خلاقیت یا تنوع آیتمی در طراحی برنامه دیده شود، لازم است در راستای هدف کلی برنامه باشد. با حرکت در چهارچوب هدف برنامه، مثلاً چه ابتکاری در پخش دعای سحر یا مناجات و دعای قبل و بعد اذان و پخش اذان و ترتیل قرآن میتوان لحاظ کرد؟

به نظرم دست سردبیر در این موضوع بسته است و جز، برخی تغییرات تصویری در محتوای اصلی و طراحی برخی آیتمهای فرعی، نمیتوان خلاقیت خاصی به خرج داد!

و اصلاً هر گونه خلاقیت در ساختار کلی برنامه، تقریباً ممنوع و خلاف اهداف برنامه است! مثلاً به جای سنت پخش دعای مشهور سحر، چه دعایی در برنامه دیده شود؟ یا مثلاً به جای اعلام دقایق مانده به اذان صبح، چه زمانهای دیگری اعلام شود؟!

در نتیجه، هر تکرار و عدم خلاقیتی، مذموم نیست؛ و هر ابتکار و خلاقیتی، مطلوب نخواهد بود. شاید برتری بینندگان ویژه سحر مرکز یزد، بر ویژه افطار، نشان از آن باشد که برنامه ویژه سحر از کارکردهای اصلی خود فاصله کمتری گرفته، و بیشتر مورد پسند مخاطبان بوده است.

اما بخش دوم یادداشت به یکی از ارکان برنامه، یعنی مجری برنامه، مربوط است.

اجرای جناب عیدانی، نویسنده_مجری یا مجری_مؤلف برنامه، از نقاط قوت برنامه است و شاید بتوان ادعا کرد حضور و نوع اجرای ایشان در افزایش مخاطبان برنامه، نقش اول را ایفا میکند.

با توجه به این که با مجریان متعددی سر و کار داشتم، میتوانم به جرأت ادعا کنم که با برخی اصلاحات جزئی، به راحتی ایشان را میتوان در شمار مجریان برجسته ملی (و نه، محلی و استانی) در برنامه های خاص قرار داد. مجموع اجرای روان، متون فاخر، صدای گرم و سیمای دلنشین از نقاط قوت حضور ایشان به عنوان مجری برنامه است.

البته سختگیری ایشان و نپذیرفتن اجرای برنامه های دیگر در مرکز یزد، سیاست کاملاً درستی است که بر ماندگاری جذابیت حضور ایشان به عنوان مجری ویژه برنامه سحر افزوده است. آرزوی موفقیت بیش از پیش ایشان در این عرصه دارم.


نوشته شده در  دوشنبه 95/4/7ساعت  4:52 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

دقیقاً همان روزهایی که پیمانکار شهرداری در حال نصب سرعتگیرهای پلاستیکی مقابل مسجد روح الله در خیابان حضرت ابوالفضل علیه السلام و مقابل مسجد امام حسین علیه السلام در خیابان حافظ بود، به افراد متعددی که فکر می کردم، میتوانند مانع این اقدام شوند، زنگ زدم؛ از جمله به ریاست محترم شورای شهر.

از ایشان خواهش کردم که محل را و نوع سرعتگیرها را ببینند و نصب بقیه سرعتگیرها را به بعد از مطالعه مجدد و ارزیابی عملکرد این موانع در کاهش سرعت و نیز نوع واکنش مردم واگذارند!

درخواستی که هیچ فایده ای نداشت و به سرعت هر چه تمام، این سرعتگیرها، در جای جای شهر نصب شد و فحش و لعن و نفرین مردم را نثار بانیانش کرد!

اما به مرور، سطح هوشیاری نصب کنندگان این موانع افزایش پیدا کرد و این سرعتگیرها در بین آسفالتهایی که قبل و بعد آن ریخته شد، گم شد؛ یعنی غرورشان نپذیرفت که نصب این موانع، غیراصولی بوده است، اما در عمل، با دفن کردن سرعتگیرها در آسفالت، سرعتگیرهای پلاستیکی حذف شد!

اندک موانعی هم که بدون آسفالت قبل و بعد باقی مانده، شاید بدان دلیل بوده که مسیر تردد شهردار و اعضای شورای شهر نبوده است؛ و اگر روزی گذارشان به آن مسیرها هم بیفتد، احتمالاً دستور آسفالت کردن سرعتگیرهای پلاستیکی باقیمانده صادر خواهد شد!

اما چیزی که کسی سراغش را نمیگیرد، حیف و میل بیت المال در این کار معیوب است؛ اگر کار کارشناسی و حساب و کتاب بیت المال، برای برخی، فقط و فقط به اندازه یک صدم حساب و کتاب اموال شخصی آنها بود، این چنین، بی مبالات، بیت المال هدر داده نمی شد!

****

هیس! خزانه شهرداری خالی است!

هیس! معلوم نیست پیمانکار سرعتگیرها به کجا وصل است!

هیس! معلوم نیست پیمانکار آسفالت به کجا وصل است!

هیس! سازمان بازرسی بیدار می شود!

هیس! برخی اعضای شورای شهر و برخی مسئولان شهرداری زودرنج هستند!


نوشته شده در  پنج شنبه 95/4/3ساعت  4:11 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

مدت زیادی است که در دولت، بحث خالی بودن خزانه و کمبود منابع مالی دولت، حرف اول را می زند؛ اما فیشهای مدیران نشان می دهد که خزانه خالی است، اما نه برای مدیران نامحترم!

اگر بخواهیم نسخه محلی این مشکل ملی را پیدا کنیم، بهترین مصداقش، شهرداری اردکان است؛

هر کسی کم و بیش با شهرداری اردکان سر و کار داشته باشد و درخواست تخفیف یا قسطی شدن عوارض و خدمات و ... داشته باشد، یا از شهرداری اردکان، درخواست کمک مالی در راستای وظایف و اختیارات شهرداریها داشته باشد، اولین پاسخی که می شنود، آن است که خزانه شهرداری اردکان خالی است!

بله، خزانه شهرداری اردکان خالی است برای مردم، اما نه برای شهردار محترم و خرید ماشین نود میلیونی برای گز کردن شهر؛

بله، خزانه شهرداری اردکان خالی است، اما نه برای پاداش و حقوق ویژه شهردار و عیدی و حقوق و پاداش اعضای شورای شهر طبق حداکثر میزان قانونی!

خزانه شهرداری اردکان خالی است، اما نه برای پیمانکاران نورچشمی بلوار غدیری که بیش از یکسال است خاکش را مردم محلش میخورند!

خزانه شهرداری اردکان خالی است، اما نه برای پیمانکاران پیاده روهای پرخرج و خراب کردن میدان آزادی و میدان خاتمی و دیوار ترمینال و ظاهراً میدان پانزده خرداد!

خزانه شهرداری اردکان، برای مردم، یعنی صاحبان خزانه، خالی است و باید پر کنند؛ اما برای دست به خرجها، و نور چشمها، نه انگار، بلکه حقیقتاً شهرداری اردکان، مولتی میلیاردر است؛

پس، اگر از مردم هستید، نگران خالی بودن خزانه شهرداری اردکان باشید و عوارض را خوب و به موقع و کامل بپردازید، اما اگر از مسئولان شهرداری هستید، نگران هیچ چیز نباشید. اوضاع کاملاً عادی است؛ بلکه فراتر از عادی، میتوان خرج کرد!


نوشته شده در  چهارشنبه 95/4/2ساعت  5:5 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
دیکتاتوری و بازی با قانون!
قضاوت با خوانندگان!
ابهامات چک عودتی!!!
همان حکایت سنگ بزرگ؟!
امام جمعه؛ کفیل دولت یا وکیل ملت؟!
جیبهای خالی و ادعاهای واهی!
اجر شما با اقوام مدیران!
گوشهای ناشنوا و غصه های مردم!
بخور و بچاپ فوق العاده!
منتظر اقدام یا ابلاغیه؟!
[عناوین آرشیوشده]