سفارش تبلیغ
صبا

خیلی سال پیش (احتمالا در مثنوی) حکایتی خواندم؛ نمی دانم داستانش واقعی است یا تخیلی. خلاصه اینکه بر اساس آن داستان، کسانی که متخصص تربیت فیل هستند و از فیل برای باربری کار می کشند، چکش کوچکی در دست دارند و هر چند وقت یک بار با آن چکش ضربه ای به جای مخصوصی از سر فیل می زنند تا در مسیر کار باشد و حواسش پرت جای دیگر نشود. اگر مدتی این ضربه را نزنند، فیل هوایی می شود و دیگر نمی شود از آن فیل، کار کشید. در واقع آقا فیله از جنگلهای هندوستان یاد می کند و دیگر حاضر نیست تن به کار دهد. در این جاست که می گویند فیل یاد هندوستان کرده!

انسان هم فیلی است که یاد هندوستان کردنش زیاد است. در نظام اداری ما به تبعیت از نظامهای مادی عالم، همه ابزارهای کنترل و نظارت، مادی و از بیرون است (یعنی همان چکشی که در دست فیلبان است) و کمتر از نظارت درونی سخن به میان می آید. نظارت درونی و تضمین سلامت رفتار اداری فرد با تقویت تقوا و ایمان و اعتقاد به قیامت و حساب و کتاب بهترین ابزار کنترلی است که متاسفانه جدی گرفته نمی شود و حتی گاهی به تخریب این نهاد می پردازند.

اگر به یاد داشته باشید بحث تخصص و تعهد و تقدم هر کدام بر دیگری همواره یکی از موضوعات بحث بوده است و گاهی مسخره می کردند که بدون تخصص، یک لولهنگ (همان آفتابه) هم نمی توان ساخت! این پاسخ مسخره، مغالطه ای برای کنار گذاشتن کامل شرط تعهد بوده و هست. در تعیین کاندیدهای مناصب مدیریتی و مهم تخصصی و البته غیر تخصصی، کمتر می توانید دنبال کسی بگردید که شرط تقوا و حسن سابقه در ایمان و دیانت برایش شرط باشد و آنچنان مهم باشد که متخصص درجه دوی متعهد را بر متخصص درجه یکی که تعهد دینی اش احراز نشده ترجیح دهد.

مهم ترین ابزار کنترل در مدیریت اسلامی، نظارت درونی و کنترل ایمانی فرد است. تا این روش جدی گرفته نشود و تقویت نشود، نباید انتظار داشته باشیم که اختلاس سه هزار میلیاردی اخیر آخرین اختلاس باشد و همچنان باید دنبال اختلاسهای فاضل خداداد و امیر منصور آریا و مشابه اینها گشت. آنهایی که کشف نمی شود و سندسازیهای صوری قانع کننده برایش فراهم شده که جای خود دارد!

تازه وقتی همه ابزارهای کنترلی بیرونی دست به دست هم دادند و اختلاسی را کشف کردند، به نوشدارو بعد از مرگ سهراب رسیده اند! اعتماد از دست رفته مردم را چگونه درمان می کنند؟! بدنامی که برای نظام ایجاد شده را چگونه از بین می برند؟! مدیر عامل بانکی که از قبل فکرش را کرده و تابعیت کانادا گرفته و الان هم رفته، چگونه محاکمه می کنند؟!


نوشته شده در  سه شنبه 90/7/12ساعت  10:35 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
فواید شهروند پرسشگر!
غلط کردم!
برنده فستیوال لطیفه سال
عینک دودی؛ مظهر غرب!!!
قابل توجه مالکان مشمول حق تشرف!
فرماندار یا «نظریه پرداز»؟!
بورس تحصیلی کفش پاشنه کوتاه!
کره گرفتن شهرداری اردکان از آب زلال
بلوار بد و نان خوب!
تنگ و گشاد بی ضابطه!
[عناوین آرشیوشده]