سفارش تبلیغ
صبا

به اقتضای مطالعه درباره موضوعی، کاملاً اتفاقی به متنی از مرحوم ابوالقاسم حالت رسیدم. چون خیلی جالب بود، حیفم آمد آن را در وبلاگ درج نکنم.

حکایتی که در ادامه می‌خوانید، نمونه روشن اثر تبلیغ منفی یا ضد تبلیغ است که به طور مرتب در زندگی با آن سر و کار داریم و گاهی خودمان هم مرتکب می‌شویم؛ (برای نمایش متن با وضوح بیشتر، روی تصویر کلیک فرمایید):

 


نوشته شده در  چهارشنبه 91/10/27ساعت  8:43 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

امروز و در آستانه اربعین سالار شهیدان، مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی به جمع ملکوتیان پیوستند. به فاتحه‌ و صلواتی ایشان را بدرقه نماییم.

خاطره‌ای به بیان ایشان از حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه که در شب عاشورای 1388 بیان شده است، نقل می‌کنم؛ در شب همان عاشورای 88 که در تاریخ برای درسها و عبرتهایش، جاودانه شد، این سخنان بیان شده است!

به نقل از تسنیم، متن زیر خاطره‌ای است از زبان آبت الله مجتبی تهرانی در شب عاشورای سال 1388 که از امام خمینی(ره) نقل کرده بودند:

من یک قضیه را نقل می‌کنم که شنیدنی است. دو سه ماه قبل از آنکه امام(ره) به پاریس بروند من رفتم نجف خدمت ایشان؛ هر روز هم آنجا خدمت ایشان بودم ـ‌گاهی یک ساعت یا بیشترـ و خصوصاً راجع به ایران صحبت می‌کردیم.

یک روز که من خدمتشان بودم دوتایی هم بودیم؛ در اندرونی من بودم و ایشان‌ به تعبیر خودمان داشتم مسائل را تحلیل می‌کردم.

اعتصاب‌ها در ایران شروع شده بود؛ من به ایشان عرض کردم که اعتصاب‌ها در ایران شروع شده و خلاصه اگر این وضع بخواهد ادامه پیدا کند ممکن است خدای نکرده مردم از پا درآیند. امّا یکی از این دو چیز می‌تواند پشتوانه نهضت باشد: ادامه مطلب...

نوشته شده در  چهارشنبه 91/10/13ساعت  2:13 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
فرماندار یا «نظریه پرداز»؟!
بورس تحصیلی کفش پاشنه کوتاه!
کره گرفتن شهرداری اردکان از آب زلال
بلوار بد و نان خوب!
تنگ و گشاد بی ضابطه!
این که خیلی افتضاحه!
یه وقت غش نری؟!
پیشنهاد موزه شهرداری و معرفی اولین قلم!
سوتی یا آتوی فرماندار اردکان؟!
گفت و شنود مختصر آبی!
تلگرام و دلار؛ میلشبار و فرمانداری!
[عناوین آرشیوشده]