سفارش تبلیغ
صبا

آب شیرینی که به نام مردمان نجیب شهرم است، اما کام تشنه آن مردمان را سیراب نمی کند، همان بهتر که در گلوگاه ورزنه قطع شود!

برای مردمی که سالها پول طرح کوثر را دادند و اکنون دبه به دست دنبال چند قطره آب شیرین هستند، قطع آب شیرین کارخانجات فولاد شهرم، دردی را از مردم دوا نمی کند؛ اما تسلای درد و بغض فروخفته مردم هست!

شخصا بر اهالی غیور ورزنه که به نیابت از مردم اردکان مبارزه می کنند، درود میفرستم.

کاش مردم اردکان هم یک دهم تلاش مردم ورزنه برای احقاق سهمشان از آب شیرین، تحرک داشتند؛ البته در چهارچوب قوانین.


نوشته شده در  شنبه 97/5/6ساعت  7:28 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

مدیری که هر روز صحبت از ماندن و رفتنش هست، دیگر چه دل و دماغی برای کار کردن دارد؟!

فقط حس و حال همان جلسات تشریفاتی و عکس یادگاری و سهم خود از سفره انقلاب برداشتن می ماند!

حیف این شهر که "بزرگ" ندارد و بازیچه افرادی خاص است!

و نتیجه خوشبینانه همان "درجا حرکت" است.

و البته شخصا معتقدم نتیجه "چشم بسته عقبگرد" است.


نوشته شده در  شنبه 97/5/6ساعت  7:27 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

خبردار شدیم یک مدیرکل شخصاً به منتقدی اعلام کرده که به مدیر زیردستش گفته از فلان منتقد شکایت نکن یا شکایت را پس بگیر!

تقریباً هم‌زمان حقوقی همان اداره کل از همان منتقد به همان ادعای اتهامی شکایت کرده!

یعنی دورویی بهتر و بیشتر از این میشه؟!

شاید هم همگی با هم دستها در یک کاسه است؟!

 


نوشته شده در  شنبه 97/5/6ساعت  7:25 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

بسیاری از ضرب‌المثلها و تکه‌های طنز زبان فارسی، دارای حکایتی است.

مرحوم دهخدا در کتاب شیرین "امثال و حکم" بسیاری از حکایاتی که ریشه این ضرب‌المثل‌ها بوده را نقل کرده است.

از جمله ضرب‌المثلهایی که حکایت آن را پیدا نکردم، این ضرب المثل است که "فلانی دست پیش را گرفته تا پس نیفتد!"

اگر کسی حکایت ریشه این ضرب‌المثل را می‌داند، بفرستد تا استفاده کنیم!

این یادداشت صرفاً و فقط و فقط یک یادداشت ادبی است و هر گونه برداشت غیرادبی ممنوع است.

 


نوشته شده در  شنبه 97/5/6ساعت  7:24 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

یه مدیر مافوقی اصلا و در حد یک درصد هم مدیر زیردستش را نمیخواهد.

اون مدیر زیردست هم چپ و راست برای مدیر مافوقش می بافد و می زند!

هر چی فکر کردیم چرا زور مدیر مافوق به مدیر زیردستش نمی رسد، عقلمان به جایی نرسید!

شاید و شاید یکی از دلایلش آن باشد که هر کدام به اندازه کافی از سوتی های طرف مقابلش اطلاع دارد.

یعنی دست هر کدام برای اون دیگری رو شده و طبعا زور هیچکدام به دیگری نمی رسد!

شاید.

به زودی اطلاعات شفاف تری تقدیم می شود. ان شاءالله

 


نوشته شده در  شنبه 97/5/6ساعت  7:23 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

تا جایی که خبر داریم مغازه ظاهرا غیرقانونی کنار تالار تختی، در کمیسیون صد حکم تخریب گرفت و قطعی شد.

اما بعد حکم تخریب، نماکاری شد و در آستانه تکمیل است!

آقای شهردار! آقای فرماندار! آقای دادستان! آیا احکام مربوط به اشخاص هم با همین سبک اجرا می شود؟!

چه عوامل و موانعی جلوی اجرای حکم را گرفته؟!

و آیا حکم تغییر کرده است؟!

جناب فرماندار! حالا که احتمالا قرار است مساله چاه اداره ورزش را بررسی کنید، خوب است پاسخی هم درباره عاقبت حکم تخریب مغازه کنار تالار تختی هم بدهید.

البته اگر جسارت نباشد؛ و یادتان باشد توصیه به پرسشگری فرمودید!

لذا خوشبین شدیم که این روزهای آخر شاید روال عوض شده باشد!

چکنیم؟! کمی خوش خیال تشریف داریم!


نوشته شده در  شنبه 97/5/6ساعت  7:22 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

شنیده شده با وجود ممنوعیت حفاری چاه آب در اردکان، در ورزشگاه آزادی اردکان در حال آماده سازی مکانی برای حفاری چاه آب هستند.

مشاهدات میدانی و تصاویری که گرفته شده، ظاهرا نشان می دهد دو طرف محل حفر چاه نیز با کانکس پوشش و استتار مناسبی ایجاد شده است.

 همچنین شنیده شده از امروز دستگاه های حفاری آماده نصب و شروع به کار هستند.

امیدواریم این شنیده ها صحت نداشته باشد.

و امیدواریم اگر صحت دارد، مراحل و مجوز قانونی حفر چاه طی شده باشد.

و امیدواریم اگر غیرقانونی است، جلوی این کار گرفته شود.

منتطر توضیح مسئولان ورزش شهرستان هستیم.

آقای فرماندار هم اگر فرصت کردند و پیگیری کردند، افکار عمومی را مطلع فرمایند.

سازمانهای حراستی و بازرسی و آب منطقه ای هم ان شاءالله بیدارند!

اگر هم قانون فقط برای مردم است، حرف خاصی نداریم!


نوشته شده در  شنبه 97/5/6ساعت  7:21 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

قابل توجه هواداران و سینه چاکان دولت تدبیر و امید!

 بدینوسیله به اطلاع می رساند هنوز بیشتر از ده ماه و بیست روز از استقرار دولت جدید و عملکرد مشعشع آن نگذشته است!

به تعبیر دیگر، هنوز سه سال و یک ماه و ده روز از عمر دولت جدید باقی مانده است!

لطفا ظرفیت و قدرت تحمل خود را به شدت افزایش دهید.

تا صبح و تا "با روحانی تا 1400" خیلی مانده هنوز!


نوشته شده در  شنبه 97/5/6ساعت  7:18 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

افقهای جدید اشتغال بانوان!

شنیده شده خود مقام مسئول شهری اظهار کرده خانم مجردی که اشتغالش با حمایت و سفارش بوده و احتمالا هست، صیغه ایشان می باشد!

طبعا حق ثبت اختراع افق جدید و یکی از راهکارهای نوظهور ایجاد اشتغال پایدار بانوان مجرد شهر أعم از بومی و غریبه باید به نام این مقام مسئول و این شهر ثبت گردد!

خسته نباشی دلاور!


نوشته شده در  شنبه 97/5/6ساعت  7:17 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

بد نیست جناب مقام مسئول شهرستان در مورد کارمند خانم مجرد از هموطنان غیربومی که در بانک.... و بانک..... شاغلش کرده و ماهی حدود دو میلیون حقوق از محل دیگری به نام.....به عنوان مقرری برایش درنظر گرفته شفاف سازی نمایند!

در مورد تخصص ویژه ایشان هم صحبت و اطلاع رسانی کنند.

منتظریم اگر این شنیده واقعیت ندارد، تکذیبیه بفرمایند.

و اگر هم واقعیت دارد، دلیل این عنایت ویژه را شرح دهند.


نوشته شده در  شنبه 97/5/6ساعت  7:15 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

   1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
درود بر اهالی ورزنه!
حرکت؛ درجا؟!
آخر دورویی!
ابهام ادبی
زور عجیب سوتیها!
عاقبت حکم تخریب؟!
چاه مجاز یا غیرمجاز؟!
درخواست افزایش ظرفیت!
افقهای جدید اشتغال بانوان!
پرسشگری خطرناک!
قحط الرجال
[عناوین آرشیوشده]