سفارش تبلیغ
صبا

شنیدم فرماندار محترم و غیربومی و احتمالاً در آستانه وداع، فرمودند که:

«ما امروز به شهروندان پرسشگر و مطالبه گر نیاز داریم. از دید مسئولین، شهروندی که حرف نزند خوب است و این اصلاً خوب نیست. شهروند باید پرسشگر و مطالبه گر باشد تا بتوانند حقوق خود را بخواهند».

واقعاً جملات خوبی است؛ اولا مزاح خوبی است؛ این قدر خندیدیم که نزدیک بود نفس دیگر بالا نیاید!!!

و ثانیاً وجود شهروندان مطالبه‌گر فواید بسیار زیادی دارد!

وجود شهروندان مطالبه‌گر باعث ایجاد اشتغال برای واحدهای حقوقی دستگاههای اداری می‌شود!

وجود شهروندان پرسشگر باعث ایجاد اشتغال برای کارمندان و قضات دستگاه قضایی کشور می‌شود!

وجود شهروندان پرسشگر باعث عبرت بقیه شهروندان می‌شود!

راستی جناب فرماندار!

خوب است قبل از خداحافظی، پرونده شکایت از یکی از شهروندان پرسشگر که در قوه قضائیه به جای شنیدن پاسخ، در حال ارائه دفاعیه است را هم مختومه کنید و به فرماندار بعدی واگذار نکنید!

خوب است قبل از خداحافظی، خبری از احوال کارمندی که پرسشگری او را در به در شهرهای اطراف کرد، بگیرید!

جناب فرماندار! راستی حدود یک سال و نیم پیش، پرسشی به صورت خصوصی پرسیدم و بارها هم پیگیری کردم؛ شما که فرصت جواب نداشتید؛ باز هم خدا را شکر که شکایت نفرمودید!

حداقل به فرماندار بعدی بفرمایید که پاسخ ما را بدهد!

راستی جناب فرماندار! شکایت ریاست آبفا و شهردار سابق شهری که فرماندارش بودید، از منتقدان و پرسشگران به کجا رسید؟! خبر دارید؟!

 


نوشته شده در  جمعه 97/4/1ساعت  6:33 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

هفته پیش به مناسبتی یکی از بزرگان استان را دیدم.

به ایشان گفتم ظاهراً هر چی دزدتر، مقرب‌تر!

به ایشان گفتم ما غلط کردیم، چه جوری باید توبه کنیم؟!

به ایشان گفتم شاه‌دزدی را معرفی کنید تا ما هم آویزان او شویم!

و البته همه این چند جمله را از اعماق دل و با اعتقاد صد در صد گفتم!

و باز هم می‌گویم: غلط کردم!


نوشته شده در  جمعه 97/4/1ساعت  5:51 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

شنیدم معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار یزد گفته رسانه ها مدیران غیرپاسخگو را به چالش بکشند.

ظاهراً آقای محمدعلی طالبی گفته « اهالی رسانه استان باید مطالبه گر باشند و اگر احساس کردند مدیری به جامعه و رسانه ها پاسخگو نیست لازم است آن مسئول را به چالش بکشند تا آن مدیر دولتی احساس نکند که می تواند زیر بار اطلاع رسانی و پاسخگویی شانه خالی کند».

حاشیه اول بنده این که خیلی خندیدیم. خدا ایشان را برای ادخال سرور بیشتر در این مقام حفظ کند!

و حاشیه دوم این که پیشنهاد می کنم فستیوالی به نام «لطیفه یا مضحکه مدیریتی سال» در استان یزد تشکیل شود و پیشاپیش این لطیفه، به عنوان مقام اول، برنده لوح رزین و مدال افتخار و چند صد سکه مفت بیت المال شود! علی برکت الله!


نوشته شده در  جمعه 97/4/1ساعت  5:48 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

محمدطه عبد خدایی از همراهان سید محمدخاتمی در معاونت وزارت ارشاد و دولت اصلاحات:

×یازده سال من با آقای خاتمی به عنوان مدیرکل ایشان، مشاور ایشان، معاون ایشان خدمت ایشان بودم. من خطای اخلاقی در این مدت 11 سال از ایشان مشاهده نکردم و خطای مالی هم ندیدم؛ ولی یک ضعف داشت و آن هم اینکه دوستانش را دربست قبول می‌‌کرد.

×همین آقای میرلوحی (عضو فعلی شورای شهر تهران و فعال سیاسی اصلاح‌طلب) که دانشجوی هند بود، بعد می‌آید رئیس کمیت? تهران می‌‌شود و می‌‌رود پیست اسکی دیزین و شمشک دستور می‌‌دهد تمام عینک‌‌های دودی را جمع کنند! چون این مظهر غرب است! همین آقا امروز روشنفکر می‌شود!

اگر یادتان نرفته بیایید از مردم عذرخواهی کنید.

 


نوشته شده در  پنج شنبه 97/3/3ساعت  5:25 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

به متن زیر توجه فرمایید و در چالش با شهرداری، وکیل خود باشید!

قانون حق تشرف در تاریخ 28 آبان سال 1360 ابطال شده است.

و در تاریخ 30 بهمن 1370 مجددا برقرار شده است.

یعنی اگر ملکی در توافقی با شهرداری بین 28 آبان سال 1360 تا 30 بهمن سال 1370 در مسیر خیابان قرار گرفته یا در اثر توسعه خیابان، ملکی در بر معبر احداثی در آن زمان قرار گرفته باشد، به هیچوجه مشمول حق تشرف نیست و شهرداری حق ندارد مبلغی بابت حق تشرف دریافت کند.

مالکان مجاور برخی خیابانها مثل بلوار آیت الله خاتمی و برخی دیگر از خیابانهای احداثی شهر، به این نکته حقوقی توجه فرمایند و از حقوق خود در چالش با شهرداری دفاع کنند!


نوشته شده در  چهارشنبه 97/3/2ساعت  11:30 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

به مناسبتی در حال مرور خبرهای سایت فرمانداری اردکان بودم.

در یک جستجوی ساده و فقط در چند خبر اردیبهشت ماه سال جاری چقدر کلمه ««باید»» در تیتر و متنهای خبری فرماندار غیربومی شهر دیده می‌شود!

مرور کنید که مخاطب این «باید»ها کیست؟! نقش فرماندار در تحقق این «باید»ها چیست؟! نمی‌دانم وظیفه فرماندار نظارت بر حوزه فعالیت دستگاههای محلی و برنامه‌های آنهاست یا وظیفه «نظریه‌پردازی» دارد؟! آن وقت مدیریت اجرایی شهرستان دست کیست؟!

«باید»های فراوان اخبار فرمانداری اردکان فقط در چند خبر محدود اردیبهشت ماه را ببینید. بخش زیادی از این عنوانها عین تیتر خبری سایت فرمانداری اردکان است:

1. برخورد با پدیده اعتیاد ««باید»» علمی و تخصصی باشد.

2. ««باید»» طرحی برای .... حوزه مبارزه با مواد مخدر پیش‌بینی و آماده شود.

3. جایگاه و نقش روابط عمومی‌ها ««باید»» در سازمان‌ها تثبیت و تقویت شود.

4. مردم از کیفیت پایین آب ناراضی هستند و این موضوع ««باید»» پیگیری و مشکل رفع شود.

5. موانع و بوروکراسی اداری در طرح‌های اشتغال‌زای کشاورزی و دامی ««باید»» برطرف شود.

6. مجتمع پرورش بز سانن با توجه به زمان دوساله آغاز تاکنون ««باید»» هر چه سریع‌تر به نتیجه برسد.

7. ««باید»» پیش‌بینی‌های لازم درباره .... در محدوده آزادراه اردکان – مهریز مدنظر قرار گیرد.

8. دولت و مجلس ««باید»» با هم‌دلی مشکلات کارگران و معلمان را برطرف سازند.

9. پتانسیل جوانی، سرمایه‌ای است که ««باید»» قدر دانسته شود.

10. اولویت فضا و برنامه های فرهنگی و تفریحی برای جوانان اردکانی ««باید»» ... مورد توجه و اقدام فوری و جدی قرارگیرد.

11. ««باید»» توجه داشت تسهیلات پرداختی طرح‌های اشتغال در زمینه واقعی طرح به کار گرفته شود.

همه این مطالب عیناً برگرفته از سایت فرمانداری اردکان است؛

جناب فرماندار! خسته نباشید!


نوشته شده در  یکشنبه 97/2/30ساعت  5:29 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

خانمهای مهمان فستیوال سینمایی «کن» برای حضور بر روی فرش قرمز جشنواره «باید» کفش «پاشنه بلند» بپوشند!
این یکی از قواعد و مقرارت این جشنواره مشهور و معتبر سینمایی جهان است!
اگر در یک روستای ایران چنین قانونی وجود داشت، تا حالا ششصد تا مقاله علمی پژوهشی و صد و شصت کتاب و شانزده سمینار بین‌المللی در مخالفت با آن برگزار شده بود!
و کشورهای اروپایی احتمالا شونصد تا بورس تحصیلی با عنوان «بورس تحصیلی کفش پاشنه کوتاه» به ایرانی‌ها داده بودند!


نوشته شده در  جمعه 97/2/28ساعت  11:52 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

خبردار شدم شهرداری اردکان از مالکان کنار خیابان سیدالشهدا علیه السلام حد فاصل میدان چادرملو تا کارخانه نساجی سیدالشهدا عوارض حق تشرف می‌گیرد. درحالی که شهرداری اردکان در این خیابان هیچ گونه احداث، تعریض یا توسعه‌ای نداشته و صرفاً به جدول‌گذاری و آسفالت خیابان فوق اقدام کرده است.

اسناد موجود نشان می‌دهد این خیابان با همین عرض از ابتدای ثبت اسناد مالکیت مالکان وجود داشته است؛ مواردی که نگارنده اسناد و بنجاقها را مشاهده کرده، سابقه خیابان به قبل از سال 1350 برمی‌گردد!

طبعاً با توجه به این سابقه و با توجه به این که  شهرداری اردکان هیچ گونه علمیاتی انجام نداده که باعث حق تشرف شود و با توجه به تصریح قانون حق تشرف، اقدام شهرداری اردکان کاملاً غیرقانونی است.

کلیات قانون حق تشرف به شرح زیر است:

«کلیات: به کلیه اراضی و املاکی که ازتاریخ 3 / 11 / 70 به بعد بر اثر اجرای طرحهای احداث، تعریض، توسعه واصلاح معابر و میادین در بر گذر احداثی ،اصلاحی ،تعریضی و یا توسعه ای واقع شده و یا می شوند،عوارض حق مشرفیت (تشرف) برای یک بارتعلق می گیرد که هنگام فروش (نسبت به سهم فروش رفته ) ازصاحبان این قبیل املاک برابر مفاد دستورالعمل اجرائی ذیل توسط شهرداری وصول خواهد گردید».

با توجه به مراتب فوق:

 اولاً پیشنهاد می‌شود شهرداری اردکان نسبت به کارگرفتن مشاور حقوقی خبره و مسلط اقدام نماید تا از اخذ وجوه غیرقانونی در این اداره جلوگیری شود؛ (مصادیق این وجوه هم فراوان است که بعداً به موارد دیگری نیز پرداخته خواهد شد).

 قطعاً متصدیان مربوطه در شهرداری و مخصوصاً شهردار و اعضای شورای شهر ضامن شرعی وجوهی هستند که به طور غیرقانونی از ارباب رجوع گرفته می‌شود. خدا به آخر و عاقبت این افراد رحم کند!

ثانیاً با توجه به تجارب فراوانی که وجود دارد، ارباب رجوعی که این وجوه غیرقانونی از آنها گرفته شد، برای مطالبه حقوق خود به دادگستری مراجعه کنند و خود را در مسیر پر پیچ و خم و احتمالاً بی‌فایده شورای شهر، کمیسیونها و چانه‌زنی با کارمندان شهرداری نیندازند.

ان شاء الله به زودی برخی از آرای محاکم قضایی دادگستری به نفع ارباب رجوع اطلاع‌رسانی خواهد شد.

 


نوشته شده در  سه شنبه 97/2/25ساعت  8:42 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

امروز هم مثل معدود ایامی که گذرم به بلوار غدیر افتاد،‌ جز تأسف خوردن چیزی وجود نداشت!
بلواری بی سر و ته؛ آشفته؛ باغچه‌ها و پیاده‌روهای رها؛ فاقد روشنایی!
بلواری که هیچ کمکی به بار ترافیکی شهر نداشت و تا سالهای سال نخواهد داشت!
بلواری که به زیبایی شهر کمک نکرد؛ بلکه بر شلختگی بخشی از شهر (با وضع فعلی بلوار) افزود!
بلواری که کمکی به درآمدهای شهرداری نکرد!
بلواری که بی‌جهت چندین میلیارد تومان هزینه روی دست شهروندان گذاشت!
ولی این بلوار هر چند هیچ فایده مهمی برای شهروندان نداشت،‌اما یک خاصیت خیلی خوب داشت!
و آن هم نون خوبی برای پیمانکارش بود!
خدا برکت بدهد!
https://t.me/poorroostaee


نوشته شده در  دوشنبه 97/2/10ساعت  8:43 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

هیاهو پیرامون برخی خبرها، گاهی خیلی عجیب است؛
 آقای مرتضوی خودش را گم و گور کرده، یک عده به همه از جمله نیروهای نظامی و امنیتی می‌تازند و هرچه دلشان می‌خواهند نثار این نیروها می‌کنند!
وقتی همان نیروهای نظامی و امنیتی، این آقا را دستگیر و زندانی می‌کند، بویی و صدایی از همان‌جاها بلند نمی‌شود!
درباره عملکرد قوه قضائیه کلی ایراد و فحش و ناسزا گفته می‌شود؛ اما وقتی همان قوه، آقای بقایی و مرتضوی و نزدیکترین افراد به رئیس جمهور پیشین را محاکمه و محکوم و زندانی می‌کند، بویی و صدایی از همان‌جاها بلند نمی‌شود!
و چه تنگ و گشاد بی‌ضابطه است حمله و دفاع برخی‌ها!
https://t.me/poorroostaee


نوشته شده در  دوشنبه 97/2/10ساعت  12:50 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

   1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
فواید شهروند پرسشگر!
غلط کردم!
برنده فستیوال لطیفه سال
عینک دودی؛ مظهر غرب!!!
قابل توجه مالکان مشمول حق تشرف!
فرماندار یا «نظریه پرداز»؟!
بورس تحصیلی کفش پاشنه کوتاه!
کره گرفتن شهرداری اردکان از آب زلال
بلوار بد و نان خوب!
تنگ و گشاد بی ضابطه!
[عناوین آرشیوشده]