سفارش تبلیغ
صبا

یک آقایی، این قدر خودش و عملکردش را تحویل گرفته که مرزهای ادبیات کلاسیک و فرهنگ عامه جابجا شده است!
دیگر کسی نگوید: مشک آن است که خود ببوید؛ نه آنکه عطار بگوید!
دیگر کسی به طعنه نگوید: هیچ ماست بندی نمیگه ماست من ترشه!
و راستی؛ اگر یک صدم  (فقط یک صدم) این همه گلهای تشریفاتی برای خود را، مردم شهر هم لمس کرده بودند، شاید امروزه، مجسمه طلای آن آقا در سر هر کوی و برزن هم نصب شده بود!
و البته آن آقا هم یادش باشد که هر روز به این دسته گلهایی که برای خودش فرستاده، آب بپاشد؛ مباد که پژمرده شود!
https://t.me/poorroostaee


نوشته شده در  سه شنبه 96/10/5ساعت  7:55 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

در یادداشت قبلی درباره پولهای سرگردان خیریه در فرمانداری شهر نوشتم.
قبلاً تدبیر خرج این پولها در جمع سه نفری فرماندار، امام جمعه و نفر سومی بود که بعداً درباره آن صحبت خواهد شد.
محل انباشت این پولها، در حسابی بود که به نام «حساب مشترک» و با نظر سه نفر فوق، اداره و خرج می شد.
از این حساب، امام جمعه کنار گذاشته است؛ چرا؟! از خود فرمانداران دولت اعتدال باید پرسید. اما در هر صورت، امام جمعه فعلی اردکان، در مدیریت این پولهای سرگردان کنار گذاشته شده است.
امام جمعه محترم در پاسخ بنده چنین نوشتند: (عین جملات ایشان است):
«سلام. در زمان ما هیچ پولی از حساب مشترک چه از جانب آقای اسماعیلی و چه آقای مقیمی در اختیار امام جمعه و دفترش قرار نگرفته»
حال، باید قضاوت کرد عملکرد چه کسی بیشتر قابل دفاع است؛ عملکرد کسی که در این مصارف، نظر امام جمعه را هم جویا می شده؟ یا عملکرد کسی که امام جمعه را کنار زده و به تنهایی یا با اعوان، این سرمایه را به کام موسسه خیریه خصوصی برده است؟!
کدام به منفعت جویی شخصی نزدیک تر است؟! و کدام ریل، زودتر به فساد مالی و سوءاستفاده منتهی می شود؟!
ان شاء الله توضیحات آینده، اندکی از ابهامات را برطرف کند!
https://t.me/poorroostaee


نوشته شده در  سه شنبه 96/10/5ساعت  7:54 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

در خصوص اموال میلیاردی سرازیر به فرمانداری، به اسم کمک به کار خیر و نیک، چندین سال است در اردکان سوالات زیادی وجود دارد؛ سوالاتی که تاکنون، حتی به اشاره و کنایه و اجمال هم جوابی نداشته است!
اخیراً فرماندار اردکان، و احتمالاً در آخرین روزهای کاری خود در این سمت، اشارتی کرده و وعده تفصیل بیشتر هم داده است.
در این خصوص، نکاتی به تفکیک عرض می کنم: (نکات فراوان دیگری هم هست که در آینده نزدیک به آن خواهم پرداخت)!
??یک. آیا اطلاع رسانی اخیر، خیرخواهانه و در راستای شفافیت مالی، و مبارزه به هرگونه رانت و فساد اداری است؟! شخصاً در صورتی می توانم این ادعا را باور کنم که صد در صد عقل خود را از دست داده باشم؛ حتی اگر یک درصد از نعمت عقل برایم باقی مانده باشد، ادعای خیرخواهی در این بازی را باور نخواهم کرد.
??دو. این که انگیزه این افشاگری چیست، اصلاً اهمیت ندارد؛ آن چه مهم است این که بالاخره، یک نفر، به هر دلیلی جرأت کرد این فایل را باز کند؛ بستن این فایل، قطعاً دیگر به دست بازکننده آن نیست. بدون تردید برنده نهایی و قطعی این افشاگری، مردم شهر هستند که از حوادث پشت پرده بسیاری خبردار خواهند شد.
??سه. چرا فرماندار اردکان، در روزهای آخر بازی، بلکه پس از پایان بازی، قصد به هم زدن میز بازی را دارد؟! از نظر بنده، این که احتمالاً چون دیگر قرار نیست در این میز، بازی جدیدی به سود او و موسسه خیریه مورد ادعا صورت گیرد، ایشان ترجیح داده که کل بازی را به هم زند؛ و به تعبیر عامیانه، دیگی که قرار نیست برای برخی بجوشد، بگذار «کله سگ» در آن بجوشد!
??چهار. به نظر می رسد اموال «سرگردان خیریه فرمانداری» را جناب فرماندار فعلی، در این چند سال به خیر و خوشی، سامان داده و آن چنان مالکیت آن را در دست افرادی خاص، به شکل و صورت موسسه خیریه، سفت و محکم کرده اند که دیگر نگران پس گرفتن آن نیستند! از این سفره، هم بهره خود برده اند و هم بهره های قبلی ها را مصادره کرده اند؛ و اکنون می خواهند سفره ای برای آیندگان نباشد!
??پنج. طبق شنیده ها، فرمانداران قبلی، با مشاوره شهردار و امام جمعه، این اموال سرگردان(!) را مدیریت می کردند؛ در دوران اخیر، این روال، برقرار بوده یا این که فرماندار اردکان، به تنهایی مشغول مدیریت آن بودند؟! به زودی ابعاد قضیه روشن تر خواهد شد. اما نکته مهم این است که مدیریت این اموال با شکل شورایی سابق، قطعاً فساد و رانت و حیف و میل کمتری داشته است! جناب فرماندار در این مصارف همکارانی هم داشتند یا در دوره اخیر، به تنهایی آن را مدیریت کردند؟!
??شش. شنیده شده مبالغی که به اسم کمک به کارهای خیر در شهر، به فرمانداری سرازیر بوده، رقمهای کلانی در حد چندین میلیارد تومان «در هر سال» بوده است! امیدوارم در توضیحات بعدی فرماندار، مبالغ و مصارف این اموال هم مشخص شود. هزینه یک خانه و یک بیل مکانیکی و یک ماشین، شاید رقم بسیار ناچیزی از این مبالغ کلان باشد. اگر رقمها درست باشد، بقیه این اموال، کجا و در چه مخارجی مصرف شده است؟!
??هفت. نکته بسیار مهم و مغفول این ماجرا، آن است که این اموال از کجا می آید؟! و به چه نیتی می آید؟! به تعبیر شفاف تر، در این ادعا، گیرندگان اموال مشخص هستند؛ اما پرداخت کنندگان یعنی «شهرام جزایری» های اردکان چه کسانی هستند؟! انگیزه آنها از این کمکهای خیرخواهانه چیست؟! و به ازای این کمکها، چه چیزهای خورده  و برده اند و اکنون کجای کار ایستاده اند؟!
??هشت. خدای را شاکرم که پای این اموال مشکوک و شبهه ناک، به سفره نیازمندان شهرم باز نشد! شخصاً، این اموال را نه تنها مشکوک، بلکه پولهای کثیف و پلیدی می دانم که اهدافی غیر از نیات خیرخواهانه و خداخواهانه دارد؛ آن کسی که قصد کمک داوطلبانه دارد، چرا از میان این همه کار خیر و انسان نیکوکار، از مجرای بزرگترین منصب دولتی شهر اقدام کرده است؟! اسم این کار «رشوه» نیست؟! و اگر این کمکها، پول زوری است که از عده ای گرفته می شود، اسمش «حق السکوت» نخواهد بود؟!
و به هر روی، برای نگارنده  تردیدی در مشکوک یا کثیف بودن این اموال باقی نمی ماند؛ و همان بهتر که نمک سفره نیازمندان نشد! 

https://t.me/poorroostaee


نوشته شده در  شنبه 96/10/2ساعت  6:35 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
فرماندار یا «نظریه پرداز»؟!
بورس تحصیلی کفش پاشنه کوتاه!
کره گرفتن شهرداری اردکان از آب زلال
بلوار بد و نان خوب!
تنگ و گشاد بی ضابطه!
این که خیلی افتضاحه!
یه وقت غش نری؟!
پیشنهاد موزه شهرداری و معرفی اولین قلم!
سوتی یا آتوی فرماندار اردکان؟!
گفت و شنود مختصر آبی!
تلگرام و دلار؛ میلشبار و فرمانداری!
[عناوین آرشیوشده]