سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی فروشگاه اینترنتی هاست ایران

طبق قوانین آموزشی کشور، تحصیل در دوره دکتری، تحصیل و اشتغال تمام وقت محسوب میشود. این ماده قانونی هر سال در ابتدای دفترچه ثبت نام آزمون دکتری دانشگاه های دولتی و آزاد کشور درج میشود.

هنگام ثبت نام تحصیل در دوره دکتری هم از دانشجو تعهد تحصیل تمام وقت میگیرند.

نماینده شهرمان، در ابتدای ورود به مجلس لیسانس داشته و اکنون دکتر است, نمیدانم در چه کنکوری شرکت کرده و در چه کلاسی حاضر شده تا دکترا گرفته، اما شاید رمز تمجیدهای فراوان از دانشگاه آزاد، در اغماض دانشگاه از تخلف ایشان، نهفته باشد!

نمیدانم حضرت نماینده شهرمان که مدعی قانونگرایی است و در مقام فردی در مجموعه قانونگذاری و نظارت بر حسن اجرای قوانین در کشور است، چرا خود خلاف میکند و این قانون صریح را زیر پا میگذارد؟!

لابد قانون برای ایجاد محدودیت برای دیگران است؟!

شهردارمان هم در حال تحصیل کمالات و یادگرفتن دکتراست؛ و نمیدانم چرا شورای شهر، کسی را برای شهرداری انتخاب کرده که این قانون روشن را زیر پا گذاشته است؟! چه تضمینی هست که به همان توجیه نقض این قانون صریح، سایر قوانین را هم یواشکی نقض نکند؟!

راستی، تدریس در دانشگاه، در ساعات اداری و گرفتن حق التدریس بایت این درسها، خلاف قانون هست؟!

کسی بررسی کرده این همه مسئول شهرستان که در دانشگاه، تدریس میکنند، مرخصی ساعتی گرفته اند یا نه؟!

بد نیست حداقل آقای دکتر غفوری و سایر رؤسای مراکز عالی آموزشی شهر که اگر اطلاع دارند و شریک این خلافکاریها هستند، لیستی از این استاد مسئولان منتشر کنند؛ اگر هم مطلع نیستند، که بعید میدانم از حضور فرماندار و شهردار و رئیس فلان شبکه و فلان رئیس و مدیر بی اطلاع باشند، آمادگی دارم، برخی از اسامی و ساعات تدریس و عنوان درس را منتشر کنم!

راستی، این نون قرض دادنها و قرض گرفتنها، رانت و فساد ایجاد نمیکند؟!

و البته به تعبیر ضرب المثل، چه خوب است که گر حکم شود که مست گیرند، اول باید که سردسته سرمستها را بگیرند!


نوشته شده در  جمعه 94/9/27ساعت  12:5 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

شایعه است یا واقعیت دارد؟ نمیدانم؛ اما این روزها خیلی شنیدم که یک کارخانه فولاد بدون مجوز در اردکان مشغول کار شده است؛ نه مشغول ساختن ساختمان، بلکه مشغول بهره برداری!

آلایندگی هم داشته که ظاهرا حکم قضایی پلمپ هم دارد؛ اما مسئولان اقدامی برای پلمپ نکردند و شرکت، همچنان، بی خیال آلایندگی، مشغول تولید است!

شاید بپرسید چرا این قدر پشتش گرمه؟! و به کدام ستون محکمی وصل است؟!

آنچنان که شنیدم در میان بیست و خورده ای کارمند بدون مجوز فرمانداری، این شرکت، حقوق دو نفر از اینها را تأمین میکند و پشتش گرمه!

همه اینها، شنیده هایی است که این روزها، خیلی مشهور است!

تا اینجا، همه اینها شنیده ها و در حد شایعه است؛ کاش فرماندار اردکان، برای جلوگیری از پخش بیشتر شایعه، اقدام کافی برای اطلاع رسانی داشته باشد.

بفرماید اصلاً کارمند حقوق بگیر از کارخانه ها دارد یا ندارد؟

بفرماید این نوع به کارگیری کارمند در مرکز اصلی مدیریت شهر، فسادآور هست یا نه؟

بفرماید عددشان همان بیست و چند نفر است یا کمتر؟

بفرماید ملاک جذب این افراد چه تخصصهایی بوده که این قدر ضرورت داشته؟

بفرماید آن فولاد کذایی، بدون مجوز هست یا نه؟

بفرماید آن فولاد کذایی آلایندگی فراتر از حد مجاز دارد یا نه؟

بفرماید این ادعا که حکم پلمپ مجموعه صادر شده، واقعیت دارد یا نه؟

و بفرماید که فشار غیرقانونی برای جلوگیری از پلمپ مجموعه، واقعیت دارد یا نه؟

و ای کاش فرمانداری اردکان، زودتر با تشریح حقایق، از انتشار شایعه در جامعه جلوگیری میکرد. و البته آرزو بر جوانان، عیب نیست!


نوشته شده در  جمعه 94/9/20ساعت  7:15 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

اخیرا شهرداری اردکان، (البته کاملاً مطابق قانون شهرداریها) به مالکان زمینهای فاقد دیوار و ساختمان، اخطار آلایندگی منظر شهری میدهد و پس از مدتی، رأساً اقدام به دیوارکشی میکند. نمونه دیوارکشی شده بتونی در حاشیه بلوار آیت الله خاتمی مشهود است. و البته در موعد گیر افتادن مالک در چنبره شهرداری، هزینه هم از مالک دریافت خواهد شد.

اما شهرداری اردکان اگر سوراخ سوزنی برای عبور پیدا کرده، چرا از دروازه ها عبور نمیکند؟!

رفع مزاحمت این همه پیاده رو که توسط برخی مغازه داران، مخصوصاً در مرکز شهر اشغال شده، اولویت دارد یا دیوارکشی زمین افتاده و ساده؟! و اصلاً ملاک اخطار چیست؟ چرا میان این همه زمین، نمونه های خاص علامتگذاری میشود؟! و اصلاً شهرداری توان دیوارکشی این همه زمین فاقد دیوار شهر را دارد؟!

به نظر می رسد شاید و شاید، نانی برای افرادی در دیوارکشی باشد که در رفع سد معبر نیست؟! (و شاید همین اشاره کافی باشد!)

جهت رفع توهم، یادآوری میکنم بنده، زمین فاقد دیواری ندارم که نگران باشم!

و جالب این که شهرداری به زمینهای خودش اخطار نداده و بدون دیوارکشی رها کرده است؛ آیا یک بام و دو هوای قوانین این قدر گشاد است؟!

به عنوان نمونه، انتهای خیابان شهید کلانتری (ابتدای شهرک ولیعصر (عج)) به مالکی اخطار شده که چرا زمینش دیوار ندارد؛ در حالی که با فاصله حدود 500 متر، زمینی از خود شهرداری آشغالدانی شده و دیواری هم ندارد. (نشانه مختصر جهت اطلاع عوامل خود شهرداری: زمین مثلث شکل کنار خیابان جدید الاحداث ادامه خیابان کلانتری؛ و البته زمینی که احتمالا در طرح فضای سبز است، منظور نیست)!

و اگر شهرداری بودجه اضافی دارد، همان خیابانی که پیاده روهایش را رها کرده و مردم از خیر پیاده رو میگذرند را اصلاح فرماید. یعنی خیابانی که با چند تا کامیون شن، پیاده روی قابل استفاده خواهد داشت!

حسن انتخاب و حسن سلیقه و عقل کافی برای اولویت گذاری اجرای قانون، خوب نعمتی است. در حق عزیزان شهرداری دعا بفرمایید!

شاید هم شهرداری اردکان خواسته خلاقیت و ابتکاری در خدمت رسانی داشته باشد، و چیزی بیشتر از این به ذهن مبارکشان نرسیده است.


نوشته شده در  دوشنبه 94/9/16ساعت  6:33 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

یادداشتی مختصر درباره وضعیت تنها مرکز درمانی شهرستان، خیلی بیش از تصورم، اوضاع برخی که منافعشان تلنگری خورده بود را به هم ریخت! (نکاتی در این باره در یادداشت بعدی خواهم نگاشت) و خیلی بیشتر از آنچه انتظار داشتم، جدی گرفته شد.

و البته خیلی ضایعتر از آنچه تصور می شد، پاسخ داده شد!

در این یادداشت نکاتی یادآور میشوم تا فرصتی به دست آید و نقدی اساسی بر دفاعیه روابط عمومی شبکه از دوران مشعشع ریاست بنویسم. (به وعده پاسخ مشروح، ان شاء الله به زودی وفا میکنم).

در این مدت افراد بسیاری با واسطه یا مستقیم، در مورد یادداشت مربوط به وضعیت درمانی شهرستان، ابراز نظر کردند؛ و البته یک نکته جالب وجود داشت که نمیتوان از کنار آن گذشت. همه کسانی که ارتباطی با شبکه نداشتند، از بنده تشکر کردند که آخرینش را در همین یادداشت، خواهم نگاشت. و گاهی شجاعت قلم را تحسین کردند!

و همه کسانی که از عملکرد شبکه دفاع کردند، سمت رسمی و رابطه استخدامی داشتند و موظف به چنین کاری شده بودند! و جالب تر آن که بسیاری از کسانی که رابطه استخدامی داشتند، یواشکی مسرت فوق العاده خود را از یادداشت بنده، بارها و بارها ابراز کردند.

در این تشکرها، افراد بسیاری، اطلاعات فراون تری و نقدهای مهم تری هم اضافه کردند که در جای خود از آنها استفاده خواهم کرد. از جمله درباره تشکل خیرین سلامت و وضعیت استخدام در شبکه، وضعیت مجوزها و اختصاص خانه مبله به برخی پزشکان متخصص و اختصاص خانه موکته به برخی دیگر و ... و موارد متعدد دیگری که هر کدام، برای خود پروژه ای است و حیف، که فرصت کافی برای تحقیق و نگارش وجود ندارد.

جالب این که در همین تأییدها و تشکرها روشن شد که گروهی از شاغلان همین شبکه معیوب درمانی شهر، نقدها و اعتراض خود را حتی به امام جمعه اسبق و سابق هم منتقل کرده بودند! و همچنان جمعی در صدد بودند که این اعتراض را به امام جمعه، تنها پناهگاه غیرسیاسی شهر، دوباره هم منتقل کنند! تا شاید فرجی حاصل شود و البته به طنز تعدادی ابراز کردند که همچنان به جناب عزرائیل بیش از همه امیدوارند!

به فاصله همین چند روز، موردی اورژانسی برای یکی از بستگانم پیش آمد و همه نزدیکان بالاتفاق، بدون این که از یادداشت بنده حتی اطلاعی داشته باشند، بر مراجعه به مطب پزشک متخصص به جای مراجعه به اورژانس بیمارستان تأکید داشتند. و از قضا پزشک متخصص بیمارستان شهر ما، مطبی در شهر همجوار داشت و به فوریت، مریض ما معاینه شد و دستور اقدام اورژانسی در بیمارستان داد.

و خدا شاهد است و همراهان مریض هم شاهدند که بدون این که یک کلمه حرف بزنیم یا چیزی بپرسیم، خود پزشک متخصص محترم با تأکید گفتند در بیمارستان ضیایی این درمان را نگیرید و به بیمارستان امام صادق علیه السلام ما را حواله داد؛ پزشک متخصص محترمی که نه اردکانی و نه میبدی است و در در هر دو بیمارستان خدمت میکند. عمیقاً متشکر شدیم که چقدر روشن از عمق فاجعه آگاه است و چقدر مسئولانه، مریض را راهنمایی میکند.

و آخرین تشکر، عصر امروز اتفاق افتاد. یکی از همشهریان محترم که عضو هیأت علمی دانشگاه است و دوست نداشت اطلاعات بیشتری از او در اختیار خوانندگان بگذارم، حضوری، تشکر بسیار کرد و تشویق به استمرار این رویه؛ و البته اطلاعات بسیار گسترده ای داشت که برخی از آنها برایم تازگی داشت و ارائه قرائن و شواهد فراوان، تردیدی باقی نمیگذاشت که این اطلاعات، حظ وافری از واقعیت دارند. و البته تأکید داشت آفت سیاست زدگی، این شهر را تا مرز نابودی همه چیزش خواهد کشاند!

و این چند روز برایم معلوم شد چقدر دلها از سیستم مدیریت درمان شهرستان پر است و چقدر صبرها در آستانه لبریز شدن است! و البته اعتراف میکنم که خودم هم تصور نمیکردم عمق فاجعه، این چنین وحشتناک و دهشتناک باشد!

آیا به زودی فرجی خواهد شد؟ شاید!


نوشته شده در  یکشنبه 94/9/15ساعت  11:0 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

امشب باز هم به مناسبتی به درمانگاه بیمارستان ضیایی رفتم.(البته کار درمانی نداشتم؛ و اگر داشتم، معلوم نبود که این درمانگاه را به درمانگاههای شهر همجوار ترجیح دهم یا خیر!)

آنچه دیده می شد: تراکم جمعیت، کمبود جا، فضای بسته، اتاقهای کوچک پزشکان و محیط با معماری شدیداً نامناسب! و با هر کسی، باب صحبتی گشودم اعتراضهایی و پیشنهادهایی داشت که البته هرگز به گوش خیلیها نخواهد رسید؛ همچنان که تاکنون به ذهنشان نرسیده! خدا کند کمتر، مبتلا و کمتر، محتاج مراجعه باشید.

واقعاً این است حق این شهر، با این همه جمعیت، و این همه مسئول و رئیس همه کاره و مدعی پرطمطراق؟!

کاش، اندکی از این همه پز و کلاس و بزرگنمایی ها، به عرصه عمل می رسید و سودی به مردم می رساند!

و راستی نمیدانم چرا برخی که به اندک نقصی جیغشان آژیر گوشخراش می کشد، در مواردی خاص روزه سکوت گرفته اند؟!


نوشته شده در  یکشنبه 94/9/1ساعت  11:44 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
چه نماینده بی هنری؟!!!
دیکتاتوری و بازی با قانون!
قضاوت با خوانندگان!
ابهامات چک عودتی!!!
همان حکایت سنگ بزرگ؟!
امام جمعه؛ کفیل دولت یا وکیل ملت؟!
جیبهای خالی و ادعاهای واهی!
اجر شما با اقوام مدیران!
گوشهای ناشنوا و غصه های مردم!
بخور و بچاپ فوق العاده!
[عناوین آرشیوشده]