سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

طبق اعلام نمایشگرهای روزانه سازمان حفاظت از محیط زیست، شاخص آلودگی هوای اردکان در ساعت 12 دیروز روی عدد 152 بوده است!
همین شاخص در ساعت 19 روز گذشته به عدد 143 رسیده است.
در مقایسه با اردکان، شاخص شهر آلودگی تهران در ساعت 12 دیروز، عدد 119 بوده و در نهایت در تهران، در ساعت 19 شاخص آلودگی به عدد 132 رسیده است!
یعنی در هر دو زمان، هم شاخص آلودگی هوای اردکان، عدد بیشتری را نشان داده است؛ و هم پایداری و ماندگاری هوای آلوده، تأیید شده است.
این مقایسه در چند روز قبل هم تقریباً به همین روال است؛ و هوای آلوده اردکان، با اختلاف قابل توجه، تهران را پشت سرگذاشته است!
با این شرایط، کلیه مدارس استان تهران، به استثنای چند شهرتعطیل است؛ مدارس شهر تبریز با حجم آلودگی کمتر، سه روز متوالی تعطیل شده است!
اما در اردکان، با آلودگی بیشتر هوا، دریغ از یک هشدار و اخطار و تشکیل کمیته بحران؛ تعطیلی مدارس، پیش کش!
جناب آقای فرماندار! شاخصها نشان می دهد وضع هوای «شهر یزد»! نسبتاً مطلوب است؛ ان شاء الله به خانواده محترم، سخت نگذرد!
اوضاع هوای «اردکان»، امروز هم خیلی خوب نیست؛ پیشنهاد می کنم مرخصی بگیرید و در محل سکونت خود و خانواده بمانید؛ و در شهر محل کار خود «اردکان» حاضر نشوید! هم هوای شهر و هم هوای مسیر، آلوده است!
جناب فرماندار! نگران سلامت شما هستیم؛ من و امثال من، به جهنم؛ هر چه شد، شد!
(لینک کانال تریبون در تلگرام https://t.me/poorroostaee )


نوشته شده در  دوشنبه 96/9/27ساعت  6:49 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

در خبرها خواندم که فرماندار اردکان، طی نامه ای رسمی به برخی ادارات، از عدم پاسخگویی مدیران ادارات انتقاد کرده و در ادامه تصریح و تهدید نموده که «در صورت تکرار این مسأله، به نحو مقتضی برخورد خواهد شد»!
جناب فرماندار! فکر نمی کنید که این اخطار، نه تنها کمی دیر، بلکه بسیار وحشتناک دیر و خارج از موعد مؤثرصادر شده باشد؟!
چند در صد احتمال می دهید که احتمالاً در روزهای پایانی جلوس بر کرسی فرمانداری اردکان، این تهدید شما، کارایی داشته باشد؟!
جناب فرماندار! این قدر گفتیم و گفتند که بسیاری از مدیران شهر، پاسخگو نیستند! اما کسی گوش نکرد؛ باور هم نشد! اما آن گاه که روبروی شما، این واقعیت عیان شد، آیا نوشداروی پس از مرگ سهراب، افاقه خواهد کرد؟!
آقای فرماندار! خود شما به میزان کافی پاسخگو بودید؟! به عنوان مثال، یک مورد، به بنده قول دادید که پیگیری کنید؛ اما پس از بارها پیگیری و گذشت بیش از یک سال، همچنان در انتظار پاسخ هستم؛ شاید شما پیگیر و پاسخگو نیستید؛ شاید هم برخی مدیران شهر، به شما هم پاسخگو نیستند!
با این فضا و روال، این نامه تهدیدآمیز و تعیین خط مشی برای سایر مدیران، بی انصافی و به تعبیر دیگر،تهدید توخالی نیست؟!
https://t.me/poorroostaee


نوشته شده در  شنبه 96/9/25ساعت  7:29 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

 (در این یادداشت، تمام مواردی که داخل گیومه است، عیناً از خبر  969-55105-5 خبرگزاری ایسنا نقل شده است).

یک. مسئول محلی در جمع اعضای شورای هیئات مذهبی استان، گفته:

«بافت و پیشینه تاریخی مذهبی مردم ایران در دین مبین اسلام به گونه‌ای است که جایگاه مذهب تشیّع علوی از ارزش والایی برخوردار است».

حاشیه: با این که یکی از تخصص های تحصیلی و زمینه تدریس نگارنده، شیعه شناسی است، هر چه فکر کردم، معنی این جمله فخیم را نفهمیدم!

دو. همان آقای مسئول، همچنین گفته که: «بعضی مقاصد اعتقادی که به عزاداری‌ها اضافه شده، باید حذف شود».

حاشیه: یادم باشد به دانشجویان محترم در آخر ترم، به عنوان پروژه، تکلیف بدهم که اصطلاح «مقاصد اعتقادی» را تعریف کنند! هر چند یک درصد هم احتمال نمی دهم که حتی تا ده سال بعد، نتیجه بگیرند!

سه. همچنین اظهار کرده که «ترویج اخلاق و بیداری مردم و توجه دادن آنان به هدف قیام امام حسین (ع) و مقاومت و پایمردی حضرت زینب (س) از اصول هیئت‌های عزاداری یزد به شمار می‌رود».

حاشیه: جناب مسئول محترم! اگر این هدف (یا همان که شما از آن با کلمه «اصل!!!» یاد کردید)، محقق شود و مردم بیدار شوند، فکر می کنند چند درصد مسئولان را تحمل خواهند کرد؟!

چهار. طبق متن خبر، ایشان همچنین گفته «همانگونه که همه می‌دانند همیشه هیئت‌های مذهبی در استان یزد به محتوای نوحه‌ها و اشعار توجه دارد و زبانزد خاص و عام هستند» . 

حاشیه: ویراستاری خبر مشکل دارد؛ یا مشکل از گوینده بوده؟!

پنج. وی ادامه داده «یکی دیگر از نکات مثبت تشکیل شورای هیئات استان، سیاستگذاری استفاده از اعضای اهل مطالعه و مردم‌دار است»

حاشیه: این ویژگی، از نکات مثبت «تشکیل» شورای هیآت استان است؟!

شش. آخر خبر هم آمده: «گفتنی است، در پایان این نشست نیز جمعی از ذاکرین و مداحان اهل بیت(ع)، بازدیدی از شهرستان اردکان در بخش‌‌های مختلف فرهنگی و صنعتی داشتند».

حاشیه و نتیجه پایانی:

اعطای نوبل ادبیات به تنظیم کننده خبر، و لوح زرین قلمبه و نامفهوم گویی به شخصیت اصلی خبر، پیشنهاد می شود!


نوشته شده در  شنبه 96/9/25ساعت  10:49 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

خبرهایی که به نظر می رسد تکرارش،محال است!

رهبر انقلاب در سال 1380 و در دیدار با هیئت با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت از وزرای اول انقلاب یاد کرده و می‌فرمایند:

اگر ما در آن زمان [اوایل انقلاب] وزرایی داشتیم که بعد از آن که دوره وزارتشان تمام شد، وقتی میخواستند روز جمعه به نماز بروند، همراه با زنشان سوار موتورسیکلت شدند و به نماز جمعه رفتند، این نقطه قوّت است؛ اینها جزو افتخارات ماست؛ اینها تابلوست و باید بماند. اگر ما وزرایی داشتیم که مقیّد بودند در نماز جمعه شرکت کنند و در میان مردم بنشینند و حرف آنها را بشنوند، اینها نقطه قوّت است.

مرحوم شهید کلانتری به من گفت در نماز جمعه نشسته بودم، یک نفر به من رو کرد و گفت ببین چقدر زمانه عوض شده است. گفتم چطور؟

آن شخص به کسی که در صفِ جلو نشسته بود، اشاره کرد و گفت: او وزیر است. مرحوم شهید کلانتری میگفت به صف جلو نگاه کردم، دیدم عباسپور - وزیر نیرو - است. به او گفتم پس من یک چیز عجیبتر به تو بگویم؛ من هم وزیرم! خدا شهید کلانتری را رحمت کند.

آنهایی که او را دیده بودند و میشناختند، میدانند که آدم بسیار پُرتحرک، پُرخون، پُرعزم و خیلی به دردبخوری بود. او هم واقعاً از جمله کسانی بود که از دستمان رفت.  (نقل از جهان نیوز)


نوشته شده در  چهارشنبه 96/9/22ساعت  8:3 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

جمله زیر از سخنان جناب حجت الاسلام حسینی پور، عضو شورای شهر در جلسه دیروز شورا، در کانالهای خبری شهرستان منتشر شد؛ ظاهراً ایشان فرمودند:
شهردار باید با ابهت تمام جلو خروج اخبار شهرداری را  بگیرد و با افراد خاطی با جدیت برخورد کند! (عین جمله از کانال ذره بین گزارش می شود که ظاهراً مدیر یا یکی از مدیرانش، در جلسه حضور داشتند).
از بس این نظر، افتضاح و غیر قابل دفاع بود، که نصف روز منتظر تکذیبیه آن ماندم؛ که نرسید. طبعاً باید بنا را بر این بگذارم که جناب ایشان، این سخنان یا مشابه آن را در جلسه علنی شورا، ابراز کرده اند! و بر اساس، این مبنا، یادداشت حاضر، نگاشته شده است؛ اگر تکذیبیه ای رسید، (که بعید می دانم برسد) آن را درج خواهم کرد.
جناب حسینی پور! قانون به صراحت تمام، شوراها را موظف به انتشار صورتجلسات و مصوبات شورا کرده است؛ از بس ما و امثال ما در پیگیری این حق قانونی و فشار بر اجرای قانون توسط شورا، کوتاهی کردیم، که امروز باید این سخنان مشعشع را بشنویم!
همچنین سخنان شما با هر توجیه و با هر استدلالی باشد، با روح و کلیه بندهای «قانون انتشار و دسترسی به اطلاعات آزاد» در تضاد صریح و تناقض روشن است.
این قانون کلیه دستگاهها را ملزم کرده که کلیه اطلاعات آزاد خود را با شرحی که در قانون آمده، در اختیار افراد علاقمند قرار دهند. حتی در ماده 7 قانون انتشار و دسترسی اطلاعات آزاد تصریح دارد که «مؤسسه عمومی نمی تواند از متقاضی دسترسی به اطلاعات هیچ گونه دلیل یا توجیهی جهت تقاضایش مطالبه کند». آن وقت شما، به شهردار توصیه می کنید که بر خلاف نص قوانین عمل کند؟!
جناب آقای حسینی پور! نظر شما، خلاف صریح قوانین مصوب کشور و در جهت نقض مصالح عمومی مردم شهر و خلاف مصلحت عمومی کشوراست؛ پیشنهاد می کنم هر چه سریعتر، از همه موکلان خود، بابت این اظهار نظر، و حتی از بابت داشتن این عقیده و دیدگاه، عذرخواهی کند؛ همین امروز، و همین لحظه عذرخواهی کردن، بهتر از لحظه بعد یا فردا و روزهای بعد است.
جناب آقای حسنی پور! به طور طبیعی، کسانی از انتشار عمومی و آزاد اطلاعات شهرداری، در هراسند که اهل رانت و فساد و اختلاس و تقلب و حیف و میل بیت المال هستند؛ شما در این میانه، در کدام دسته قرار می گیرید؟! احیاناً با دسترسی عموم مردم به اطلاعات شهرداری، چه منفعتی از دست شما خارج می شود؟! یا چه افتضاحی برای شما به بار می آید؟! شدیداً علاقمندم پاسخ این سؤال را بدانم.
جناب آقای حسینی پور! اگر اطلاعات دوره گذشته شهرداری، بر اساس قانون انتشار آزاد اطلاعات منتشر شده بود، آیا این همه تخلف و نقض قوانین در عملکرد شهردار سابق دیده می شد؟! لطفاً یک بار دیگر خلاصه گزارش سازمان بازرسی منتشر شده در اسفند 1395 را مرور کنید!
جناب آقای حسنی پور! شما به عنوان عضوی از شورای گذشته، در قبال تخلفات و نقض مکرر قوانین توسط شهردار سابق، «مقصر» و به نظرم یکی از «متهمان اصلی» هستید. مگر وظیفه شورا، نظارت بر عملکرد شهردار نیست. برخی از اعضای شورای گذشته، که با شهردار سابق، رفیق گرمابه و گلستان بودند؛ شما که مخالف بودید، چه تلاشی در راستای نظارت بر شهردار داشتید؟! چه اطلاعاتی از عملکرد شهردار به موکلان خود دادید؟! آیا قصور و تقصیر شما و کم کاری شخص شما در عرصه نظارت، باعث گسترش دامنه تخلفات در شهرداری سابق، بنبوده است؟!
جناب آقای حسینی پور! تقصیر ماست؛ ما و امثال ما، در مطالبه عملکرد شما و نقد رویکرد شما در دوره چهار شورا، به شدت کوتاهی کردیم که اکنون باید این سخن و اظهار نظر ناموجه و عجیب و غریب را بشنویم!
برای خودم به شدت متأسفم که به چنین دیدگاه و منطق و تفکری در مدیریت شهری و نظارت بر مجموعه شهرداری، رأی دادم.
و سخن آخر، خطاب به شهردار محترم جناب آقای کمالی:
جناب آقای کمالی! امروز، معارفه شماست. ضمن تبریک و بیش از آن، ضمن عرض تسلیت(!) برای پذیرش چنین سمتی، دوستانه به شما عرض می کنم:
با طناب پوسیده این توصیه جناب آقای حسینی پور وارد چاه شهرداری نشوید! طناب این توصیه، بدون تردید، شما را تا ته چاه هم به سلامت نخواهد رساند؛ چه رسد به این که بخواهد شما را از آن، نجات هم بدهد!
این سخن را نشنیده بگیرید؛ بلکه سیاست کلی و راهبرد اساسی شما، شهرداری شیشه ای باشد! شفافیت و سرعت در انتشار اطلاعات، جلوی مفاسد بسیاری را خواهد گرفت.
اگر شما هیچ کاری در شهرداری انجام ندهید و فقط سیاست شفافیت و اطلاع رسانی آزاد در همه عرصه های کاری شهرداری را سرلوحه کاری خود قرار دهید، موفقیتی بی نظیر در مقابله با فساد و پی افکندن سلامت اداری در شهرداری خواهید داشت.
جناب آقای کمالی! نتیجه سیاست تهدید کارکنان و محرمانه دانستن همه اطلاعات، عنوان طعن و طنز «شهردار پاکدست» است که برای برخی، در تاریخ اردکان ماندگار شد!
(آدرس کانال تلگرامی تریبون https://t.me/poorroostaee )


نوشته شده در  دوشنبه 96/9/20ساعت  9:43 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

مجری گفت: جناب! چرا بر برخی نانوایی ها نظارت نمی شود؛ نانها را نمی شود خورد!
مسئول پاسخ داد: از اول هم قرار نبود که نانها برای خوردن باشد؛ هزینه را دامداری ها می دهند!
مجری گفت: مردم معتقدند تابلو نمایشگر هوا، واقعیات هوا را گزارش نمی دهد و همیشه ثابت است!
مسئول پاسخ داد: از اول هم قرار نبود این نمایشگرها، آلودگی هوا را نشان بدهند.
مجری گفت: کشاورزی برره، مخصوصاً باغات پسته در حال نابودی است؛ چرا اقدامی صورت نمی گیرد؟
مسئول پاسخ داد: از اول هم قرار نبود که برای این کشاورزی کاری بکنیم؛ از اول هم قرار نبود این کشاورزی باقی بماند!
مجری گفت: برخی مدیران برره، به جای اجرای قانون، روابط فامیلی را مقدم می دارند.
مسئول پاسخ داد: خب؛ از اول هم قرار نبود که قانون را اجرا کنند!
مجری گفت: برخی مدیران برره، بیش از خدمت به مردم، به فکر منافع خود و هم حزبی ها و رفقای خود هستند!
مسئول پاسخ داد: از اول هم قرار نبود که این مدیران، به مردم خدمت کنند!
مجری گفت: شرایط اجتماعی و بهداشتی و آلودگی محیط زیست، دیگه جایی برای نفس کشیدن باقی نگذاشته است.
مسئول پاسخ داد: از اول هم قرار نبود شما نفس بکشید!
مجری گفت: چرا شما در محل کارتان، سکونت ندارید؟
مسئول گفت: از اول هم قرار نبود سکونت داشته باشم!
مجری عصبانی شد!
زد زیر میز؛ و بلند گفت: این چه وضع پاسخگویی است؟
مقام مسئول خندید و گفت: این برخورد شما، اصلاً اخلاقی نبود!
مجری گفت: چرا؟
مقام مسئول گفت: از اول هم قرار نبود بنده پاسخگو باشم!


نوشته شده در  یکشنبه 96/9/19ساعت  11:22 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

بسمه تعالی
محضر دادستان محترم یزد             
با سلام و آرزوی سلامتی
موضوع: شکایت از +++++++++ اردکان آقای +++++++++، به دلیل جعل اسناد به شرح زیر؛
خلاصه: طبق اسناد پیوست و شرح زیر، به نظر می رسد تردیدی در تحقق عنوان مجرمانه «جعل اسناد» توسط آقای +++++++++ ، باقی نماند. مستدعی است دستور فرمایید اسناد فوق بررسی شده و اقدامات لازم پیرو آن صورت گیرد؛ یادآوری می شود کلیه اسناد پیوست، در دادگستری شهرستان اردکان، برابر اصل شده است.
شرح مورد و مستندات جعل شماره یک:
الف) کارشناس بازدید شهرداری، پیشرفت ساختمانی پلاک ثبتی +++++++++ اردکان واقع در میدان +++++++++ اردکان را به صورتی که در سند شماره 1 آمده (ستون سمت راست سند) با این متن گزارش کرده است:
«ساختمان طبق پروانه و نقشه دارای زیرزمین، همکف و طبقه اول در حد سقف پوشی می باشد. امضاء و تاریخ 21/1/96»
ب) در ستون سمت چپ نیز، در جدولی با عنوان گزارش مأمور فنی با همان خط پیشین، مساحت اجرا شده به تفکیک طبقات، با متراژ دقیق گزارش شده است؛ که بر اساس جدول موجود، سقف زیرزمین با متراژ 60/881 و سقف همکف با همان متراژ و سقف طبقه اول نیز با همان متراژ پیشرفت داشته است. (یعنی سه طبقه سقف اجرا شده است). در همان جدول تصریح شده که نیم طبقه با مساحت 60/352 و طبقه دوم بالای همکف (یعنی سقف چهارم) با مساحت 60/881 متر، اجرا نشده است.
پ) در ذیل همان جداول سمت چپ برگ گزارش، مجدداً چنین شرح شده است:
«ساختمان طبق جدول فوق با پیشرفت کار 45 % تمدید پروانه الزامی است».
در این جمله عدد «45%» دارای خط خوردگی است و به احتمال زیاد، دستکاری شده است.
ت) در ادامه این متن که به خط مأمور بازدید است، یک جمله اضافه شده است که با خطی کاملاً متفاوت است و مصداق بارز جعل سند است. جمله اضافه شده به متن گزارش بازدید، چنین است:
« و چهار طبقه سقف زده شده است»
نکته1: مأمور بازدید تأکید دارد که این جمله، به خط او نیست.
نکته 2: تفاوت ظاهری خط هم به وضوح نشان می دهد که نویسنده جمله اضافه شده به ذیل گزارش، فرد دیگری است.
نکته3: این جمله، با تصریح و تأکید سه باره گزارش بازدید که سه سقف را اجرا شده گزارش کرده، در تناقض و تضاد صریح است و شاهد بسیار روشنی بر جعل عمدی این سند و دستکاری عالمانه گزارش پیشرفت ساختمانی است.
نکته 4: شهادت شهود که در صورت نیاز، از افراد مطلع شهرداری اردکان، حاضر به شهادت هستند، خط جمله اضافه شده را خط+++++++++ می دانند.
نکته 5: استعلام از کارشناسان رسمی دادگستری در تعیین خط، هم می تواند این ادعا را تأیید کند.
خلاصه ابهامات و شواهد جعل در سند گزارش مأمور بازدید، در متن سند به تفصیل نمایانده شده است. (سند شماره 2)
ث) ضرر و زیان شهرداری، و در مقابل، نفع مالک از این جعل سند، مبلغ یک میلیارد و نهصد و چهل میلیون ریال بوده است. به این شرح که:
بر اساس قوانین شهرداری اردکان، در صورتی که پروانه و جواز ساختمان، برای چهار طبقه باشد، و هر چهار سقف اجرا شده باشد، نیازی به تمدید پروانه نیست؛ اما اگر حتی یک طبقه از این چهار طبقه، سقفش اجرا نشده باشد و مدت اعتبار پروانه، منقضی شده باشد، ضرورت دارد که پروانه تمدید شود.
بر اساس گزارش مأمور بازدید شهرداری، که شرح و اسناد آن گذشت، با توجه به این که فقط سه سقف از چهار سقف موجود در پروانه این ساختمان اجرا شده بوده است، تصریح شده که : «تمدید پروانه الزامی است».
واحد درآمد شهرداری با توجه به تأخیری که در تمدید پروانه پلاک فوق وجود داشته و بر اساس قوانین جاری شهرداری اردکان، هزینه تمدید پروانه را 000/000/940/1 ریال برآورد کرده است. (سند شماره 3)
با دست کاری سند بازدید مأمور شهرداری توسط جاعل، (که به احتمال زیاد و بر اساس شواهد فوق، آقای +++++++++ جاعل است)، شهرداری اردکان از کل مبلغ فوق به عنوان عوارض تمدید پروانه محروم شده و زیان کرده است؛ و از سوی دیگر، مالک پلاک فوق با این جعل سند، به همان میزان، یعنی 000/000/940/1 ریال سود برده است.
نکته قابل توجه این است که در برگه برآورد هزینه تمدید توسط واحد درآمد، باز هم اضافه شدن عبارت «با توجه به این که 4 طبقه سقف خورده است» با خطی متفاوت از خط جمله بعدی «طبق روال عمل شود»، در هامش شهردار، دیده می شود؛ یعنی در این جا هم به احتمال زیاد با جعل و دستکاری دیگری در اسناد روبرو هستیم.
در مجموع به نظر می رسد جاعل با عمد و اطلاع کافی از قوانین و روال جاری شهرداری اردکان، سند را دستکاری کرده که مصداق روشن جعل سند، و مستلزم انتفاع میلیونی و هنگفت شخص ثالث، و در نتیجه زیان میلیونی و هنگفت بیت المال بوده است.
شرح مورد و مستندات جعل دو:
در نامه ای که به شماره 5332/01/1/96 تاریخ 30/5/96 در دبیرخانه شهرداری ثبت شده، ظاهراً ارباب رجوعی به نام «+++++++++» درخواست عودت چک کرده است.(سند شماره 4) نامه به خط شهردار سابق اردکان آقای شهابی زاد است. استعلام یا نظر کارشناس خط می تواند به راحتی این ادعا را اثبات کند. در ذیل نامه هم اسم «شهابی» نوشته شده و سپس خط خورده است؛ و در نهایت با نام +++++++++ نامه امضا شده است.
نکته مهم این است که امضای پای درخواست، جعلی است و متعلق به آقای +++++++++ نیست. پیرو همان نامه و پس از برگشت چک، ذیل نامه 2696/01/2/96 مورخ 30/5/96 امضای اصلی آقای «+++++++++» وجود دارد که اصلاً مشابهتی با امضای جعلی ذیل نامه درخواست برگشت چک ندارد. (سند شماره 5)
 به شهادت گواهان و در صورت نیاز با استعلام کارشناس خط، روشن می شود که جعل امضای آقای +++++++++، توسط +++++++++ صورت گرفته است.
جناب دادستان محترم!
با توجه به گزارش فوق و اسناد پیوست که همگی در دادگستری شهرستان اردکان، «برابر اصل» شده است، درخواست می شود که موضوع را در دستور کار قرار دهید و ضمن تعقیب و مجازات جاعل یا جاعلان، حقوق از دست رفته شهرداری اردکان را اعاده نمایید.
پیشاپیش از زحمات شما و همکاران محترم، تشکر می کنیم.


نوشته شده در  یکشنبه 96/9/19ساعت  1:45 صبح  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

در شهر اردکان، زباله ها در طول روز جمع اوری می شود؛ در حالی که در بیشتر شهرها، زمان جمع آوری زباله، از ساعت هفت یا هشت شب تا حوالی روشن شدن هواست!
چرا در اردکان این برنامه اجرا نمی شود؟!
صبحها، همان زمان با شروع روز، اولین چیزی که با آن مواجه می شویم، منظره بی ریخت و کریه انباشت زباله در سطح شهر، در کوچه و خیابانهاست؛ انباشت زباله کناردرب منازل را مقایسه کنید با سنت قدیمی آب و جارو کردن ورودی منازل در آغاز صبح!!!
ترافیک حاصل از توقفهای مکرر ماشین حمل زباله، در خیابانهای باریک یا مسیرهای پرترافیک سرویس مدارس هم مشکلی از مشکلات جمع آوری زباله در طول روز است.
و مخصوصاً وجود حجم زیادی از زباله، در مسیر و کوچه های منتهی به مدارس، صبح و همزمان با ورود دانش آموزان به مدرسه، بسیار ناخوشایند است؛ در این موضوع، علاوه بر مسأله ترافیک و خطرات حرکت ماشین زباله در مسیر تردد دانش آموزان، و علاوه بر آسیبهای بهداشتی، به آسیبهای روانی این مسأله نیز باید توجه داشت.
در نهایت، پیشنهاد می شود پیمانکار جمع آوری زباله، موظف به تغییر ساعت جمع کردن زباله در سطح شهر شود؛ یا این که در قرارداد سال بعدی، این شرط در متن قرارداد گنجانده شود که ساعت جمع آوری از اواخر شب تا آغاز صبح باشد!
البته اگر این جا هم پای نورچشمی ها و منافع آنها در میان نباشد؛ و اگر هست، عرض خاصی نیست!
( تریبون @poorroostaee )


نوشته شده در  یکشنبه 96/9/5ساعت  12:44 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

شورای پنجم، با ادعای تغییر و در پی نارضایتی بخش عمده ای از مردم، از عملکرد شهردار سابق شکل گرفت.
اکنون سه ماه از آغاز کار شورای پنجم گذشته است، و همچنان شهرداری با سرپرست اداره می شود؛ تا اینجا هم مشکلی نیست؛ چرا که تأیید نشدن شهرداران منتخب شورا (و احتمالاً به خاطر زد و بندهای سیاسی)، نباید به پای عملکرد شورا نوشته شود!
اما بدون تردید انتخاب شخص و نیز عملکرد سرپرست شهرداری اردکان به پای شورا نوشته می شود و در ضعف نظارت بر سرپرست، هیچ عذری از شورا قابل پذیرش نیست!
در این مدت، گزارشهای مختلفی از عملکرد سرپرست شهرداری به نگارنده رسیده؛ که با فرض کوتاه بودن مدت سرپرستی، از نوشتن درباره آن اجتناب شد؛ علاوه بر این که به نظر می رسید شورای پنجم در آغاز راه، نیازمند فضای آرامی برای شروع کار است.
اما با توجه به روال موجود که بر اساس آن، معلوم نیست شهردار اردکان چه زمانی منصوب خواهد شد، مواردی به تناوب در آینده نزدیک در خصوص عملکرد سرپرست شهرداری اردکان، درج خواهد شد.
و به عنوان مثال:
در دوران سرپرست فعلی، طبق خلاصه معامله 3710 مورخ 25/8/96 دفترخانه 109 اردکان شهرداری اردکان، ملکی با پلاک فرعی 1 از پلاک 192را خریداری کرده است؛ در حالی که بر اساس شنیده ها، شورای شهر، با درخواست خرید این ملک موافقت نکرده است!
هزینه این تملک ظاهراً 52 میلیون تومان بوده است که ظاهراً تاکنون پرداخت نشده است!
اما سوالات:
 آیا خرید ملک بدون مجوز شورا صحت دارد؟ یا این که شورا با خرید آن موافقت کرده بوده است؟
اگر شورا رسماً با خرید این ملک مخالفت کرده، سرپرست، با چه مجوزی دستور خرید صادر کرده است؟
اگر این تملک، غیرقانونی است، آیا هزینه 52 میلیونی آن پرداخت نخواهد شد؟ یا سرپرست محترم از جیب شخصی می پردازند و یا این که اصل کار خرید، غیرقانونی بوده، پرداخت هزینه آن هم به صورت غیرقانونی انجام خواهد شد؟!
نگارنده آماده درج هر توضیحی از جانب سرپرست شهرداری یا اعضای شورا و ریاست و سخنگوی محترم شوراست.
 و نگارنده امیدوار است که در به همان پاشنه سابق، نچرخد!


نوشته شده در  پنج شنبه 96/9/2ساعت  10:21 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

مرحوم خانم مرضیه دباغ درباره وضعیت معیشتی خود آن هم پس از سه دوره مجلس می گوید: «پس از مجلس پنجم بنده حقوقی دریافت نمی کردم و حقوق ناچیزی به عنوان مستمری بازنشستگی دریافت می کردم.

با این وجود باید دو خانواده را هم سرپرستی می کردم. به دلیل این که این حقوق کفایت نمی کرد، شب ها با ماشینم مسافرکشی می کردم!» (فصلنامه فرهنگ پویا؛ به نقل از سایت جهان نیوز)
** حاشیه وبلاگ و کانال تریبون: **
حتماً باید به خود بگوییم، چه نماینده بی هنری؟!!! در این وانفسا که خیلی ها اول به فکر جیب خودشان و دوم به فکر جیب اقوامشان هستند، نتوانسته پس از سه دوره نمایندگی، بار خود را ببندد!!!!
*** 27 آبان اولین سالگرد درگذشت این بانوی مبارز و انقلابی است. روحش شاد.


نوشته شده در  شنبه 96/8/27ساعت  2:39 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
جناب فرماندار! نگران سلامت شما هستیم!
تهدید دیرهنگام!
یک خبر و این همه نکته؟!
آیا تکرار خواهد شد؟!
برای خودم متأسفم!
پاسخگویی به سبک مسئولان برره!
متن شکایت از جاعل اسناد رسمی!
پیشنهاد به شورای شهر و شهردار
شهرداری به همان پاشنه می چرخد؟!
چه نماینده بی هنری؟!!!
دیکتاتوری و بازی با قانون!
[عناوین آرشیوشده]