درباره پادشاه سوئد و اختیارات قانونی وی قرار بود بنویسم. قبل از آن برای تفریح و سرگرمی چند عکس از پادشاه سوئد ببینید. در همه عکسها آن کسی که از همه عجیبتر است همان جناب پادشاه است. فقط چند نمونه از عکسها را در وبلاگ آوردم. با جستجوی ساده در اینترنت عکسهای فراوانتری دریافت خواهید کرد. ا اختیارات این آقا که همان پادشاه سوئد باشد را از قانون اساسی سوئد بعداً خواهم نوشت. البته اگر آقایان نفرمایند که تشریفاتی است. اگر هم گفتند، جوابش در یادداشت قبلی آمده است. پس از اینکه عکسها را دیدید، تردید ندارم که در سلامت روانی این آقا شک خواهید کرد؛ اما این دلیل نمیشود که اختیاراتش محدود شود یا برکنار شود!! (قابل توجه روشنفکران مخالف اختیارات ولایت فقیه) عکسها در ادامه مطلب است. ادامه مطلب... |
وقتی درباره نظام پادشاهی در برخی کشورها مینویسیم و سکوت روشنفکران وطنی را نقد میکنیم، سادهترین پاسخشان آن است که این جایگاه و اختیاراتش تشریفاتی است!!!
اولاً وقتی مثلاً ملکه انگلیس اختیارات را اعمال میکند و اعضای مجلس را تعیین میکند و قوانینی وتو میکند و بودجه بیحساب و کتابی دارد و ... دیگر معنای تشریفاتی بودن چیست؟!
ثانیاً پس نظام قانونگذاری و اجرایی انگلیس چه دلیلی دارد برای یک پست تشریفاتی این همه هزینه کند؟!
ثالثاً چرا کسی جرأت ندارد علیه این پست تشریفاتی حرفی بزند و نقدی مطرح کند و چرا هیچ نهاد نظارتی وجود ندارد؟!
و رابعاً یعنی چه که پستی در یک کشور تشریفاتی باشد؟! مگر قوانین و نهادهای حکومتی خالهبازی است که پست تشریفاتی هم در آن دیده شود؟!
بسیاری از روشنفکران وطنی فراری ما در انگلیس مستقرند و داد از دیکتاتوری بودن ولایت فقیه میزنند. خوب است تصویری از اختیارات ملکه انگلیس را ترسیم کنیم تا معلوم شود کدام یک دیکتاتوری است. و معلوم شود چرا روشنفکران وطنی فراری ما، در آنجا سخنی از دیکتاتوری بودن حکومت ملکه نمیزنند. شاید بگویید چون ایرانیاند نه انگلیسی، لذا درباره انگلیس حرفی ندارند. اما من هم میپرسم مگر صدای آمریکا و رادیو بیبیسی و رادیو کلن و رادیو اسرائیل ایرانی است؟! اما شرحی از ملکه و اختیارات او در انگلیس: ادامه مطلب... |
در جایی که اختلاف سیاسی احزاب در یونان در بورس کشورهای اتحادیه اروپا تأثیر منفی میگذارد
در جایی که اختلاف سیاسی در یونان قیمت طلا و نفت و ارز را جابجا میکند
آن هم در حالی که کسی سنگ جلوی پای یونانیها نگذاشته
و در حالی که همه دست یونان را گرفتهاند تا نیفتد
و در حالی که به او وام میدهند و قرضهایش را میبخشند یا دریافتش را به تأخیر میاندازند
با همه اینها، اختلاف در میان سران سیاسی کشور ما چه نتیجهای خواهد داشت؟!!
در حالی که تحریم شدهایم
در حالی که هر سنگی دارند جلوی پای ما میاندازند
در حالی که حتی دوستان ما را تهدید میکنند!
نمیدانم سیاسیون ما نمیفهمند یا نمیخواهند بفهمند که اختلاف سیاسی، چه ضربات مهلکی بر پیکر اقتصاد جامعه میزند؟!
نمیدانم سیاسیون ما نمیفهمند یا نمیخواهند بفهمند که اختلاف بین آنها، مردم را از همهشان رویگردان میکند؟!
نمیدانم سیاسیون ما نمیفهمند یا نمیخواهند بفهمند که اختلاف سیاسی، دشمن را امیدوار و جسور میکند؟!
و البته میدانم که در این اختلافات سیاسی ذرهای بوی خدمت و اخلاص نمیآید. هر چه هست بوی تعفن هوای نفس و حب مقام است، نه هیچ چیز دیگری.
خاطره زیر از یکی از روزنامهنگاران معروف کشور است. گفتن نامش ضرورتی ندارد؛ اما محتوای خاطره، خواندنی و نیازمند تأمل است: مخصوصاً نکته آخرش که میگوید این مصاحبه پخش نشد! اما خاطره:
اواخر بهمن ماه سال گذشته- چند هفته قبل از انتخابات مجلس نهم- گروهی از کانال یک تلویزیون نروژ برای مصاحبه آمده بودند. خبرنگار نروژی به عنوان اولین سؤال پرسید «ارزیابی شما از شرایط سخت اقتصادی ایران و گسترش فقر در کشورتان چیست»؟! نگارنده بعد از خوش آمدگویی پرسید «ترافیک سنگین خیابان های تهران برایتان دردسرآفرین نبود؟» و مصاحبه کننده نروژی که سر درد دلش باز شده بود گفت «ترافیک فاجعه است. تهران به یک پارکینگ بزرگ شبیه است»!
پرسیده شد «شاید اتومبیل ها فرسوده اند و مشکل ترافیکی ایجاد می کنند»؟ با تعجب گفت «اکثر اتومبیل ها از بهترین های اروپایی و ژاپنی و کره ای و آخرین مدل های پژو فرانسوی اند» به ایشان گفته شد «این روزها به عید نوروز نزدیک می شویم و مردم برای خرید به خیابان ها آمده اند» خبرنگار نروژی ابتدا پرسید «شما با من مصاحبه می کنید یا من با شما»؟! و سپس گفت؛ «اکثر اتومبیل ها تک سرنشین بودند و بعید است برای خرید عید آمده باشند»!
از ایشان پرسیده شد «آیا انبوه اتومبیل های سواری آخرین مدل و تک سرنشین نشانه فقر و تنگدستی مردم است»؟! و او سکوت معناداری کرد و گفت می پذیرم و پرسید؛ آیا شما وجود فقر را در کشورتان نفی می کنید؟ پاسخ آن بود که نه! ولی شما تصویری از ایران ارائه می دهید که انگار هر روز پیکر بی جان تعدادی از مردم ایران را که از گرسنگی فوت کرده اند از کنار خیابان ها جمع می کنیم؟! و اینهمه پیشرفت و عمران و آبادانی و تلاش برای فقرزدایی را نادیده می گیرید و... سخن در این باره به درازا کشید ولی تلویزیون نروژ این بخش از مصاحبه را پخش نکرد!

از قدیم گفتهاند و خوب گفتهاند که به عمل کار برآید به سخندانی (یا به سخنرانی) نیست! بزرگی و بزرگمنشی با ادعا اثبات نمیشود؛ عمل انسان، تعیین میکند که چقدر از ادعاها واقعیت دارد. در دورههای قبل ادعای «دانستن حق مردم است» را در عمل آزمودیم و امروز، ادعای خدمت و از جنس مردم بودن و اصولگرایی را با عملکردها و دعواهای زرگری میآزماییم!
جالب این است که ادعای آماده شدن حکومت جهانی و آرزوی ظهور موعود برای یکدلی و یکرنگی داریم؛ در حالی که، نه در اصول، بلکه در اختلاف سلیقهها حاضر نیستیم همدیگر را تحمل کنیم!
جالب این است که ادعای حکومت جهانی و برداشتن مرزهای جغرافیایی داریم؛ در حالی که هر جا اختلافی وجود دارد، بر آتش آن دامن میزنیم!
فاصله از ادعا تا عمل بسیار است؛ و عمل، معیار است، نه ادعا. خدایا قبل از بزرگ شدن، ظرفیت بزرگی را به ما عنایت فرما!

ولادت حضرت زهراء سلام الله علیها و روز مادر را تبریک میگویم. در این روز فرخنده، خبری ذائقه را تلخ میکند که در تضاد روشن با تعالیم دین و رفتار حضرت زهراء سلام الله علیهاست. ابتدا خبر زیر را بخوانید:
براساس قوانین کنفدراسیون فوتبال آسیا کشور میزبان باید اجازه ورود تماشاگران را بدون توجه به جنسیت آنان بدهد. علی کفاشیان رییس فدراسیون فوتبال ایران نیز در گفتوگو با رسانهها بر پایبندی فدراسیون فوتبال ایران به قوانین کنفدراسیون فوتبال آسیا در میزبانی مسابقات نوجوانان آسیا تاکید کرد: تابع قوانین «کنفدراسیون فوتبال آسیا» هستیم.
با توجه به تاکید کنفدراسیون فوتبال آسیا برای ورود تماشاگران به استادیومها، بدون توجه به جنسیت آنان، پرونده ورود بانوان تماشاگر به استادیومها دوباره بازگشایی شده است. اگر این بار هم مسوولان تنها مردان را مجاز به تماشای مسابقات بدانند، نه تنها احتمال محرومیت ایران از میزبانی مسابقات فوتبال نوجوانان پسر آسیا جدی خواهد شد، بلکه واگذاری دیگر میزبانیهای بازیهای گروهی فوتبال به کشورمان هم به مخاطره جدی خواهد افتاد. (تابناک، 23/2/1391)
چند سوال اساسی در حاشه این اظهار نظر وجود دارد که آقای کفاشیان و دیگران نمیخواهند به آن بپردازند. خبط بزرگ آقای احمدینژاد در دوره قبلی درباره ورود زنان به ورزشگاهها هم بر اساس بیتوجهی به همین سؤالات بود؛ و اما سؤالات:
1. آیا به حکم قطعی دین درباره حرمت نگاه زن به بدن مرد، خارج از مقداری که معولا پوشانده میشود، باور داریم یا هر بخشی که دوست نداشتیم از دین کنار میگذاریم و مصداق نؤمن ببعض و نکفر ببعض (سوره نساء، آیه 150)هستیم؟
2. آیا با حضور زنان در ورزشگاهها، گامی در راستای تکریم آنها برداشتهایم و به فرهنگ اسلامی نزدیکتر شدهایم یا اینکه راه را به غربیسازی بیشتر زنان باز کردهایم؟
3. آیا اینکه میزبانی جام یا مسابقهای را به ایران نمیدهند، دلیل موجهی برای کنار گذاشتن مسلمات دینی فراهم میکند؟
4. ورود زنان به ورزشگاهها مطالبه چه کسانی و با چه اهدافی است؟ آیا تلاش در این کار، بازی در زمین حریف، برای اهداف حریف و با طراحی حریف نیست؟!
اندکی به هوش آییم و به بهانه تکریم زن، دین را تعطیل و زن را تحقیر نکنیم

پیغام کرده بود که هر وقت رسیدم شهرستان، بروم پیش او. رفتم و احوالش را پرسیدم. از گذشتهها گفت و اینکه میخواهد یک بار دیگر برود زیارت امام حسین علیه السلام. و این که این تنها آرزویش است.
خواست خمس مالش را حساب کنم. احوال تغییرات مالیاش را از سال گذشته تا آن وقت پرسیدم. توضیح داد و گفتم خمسی بر عهدهاش نیست. اندکی محصول پسته داشته بود و تازگی فروخته بود. گفتم این هم بماند تا سال خمسی، اگر اضافه آمد خمس دارد. گفت: نه! الان میخواهم پرداخت کنم. از وضع مالیاش خبر داشتم و میدانستم که نباید خمسی بدهد، اما قبول نکرد.
حساب کردم و آن را به من داد تا به دفتر آقا بپردازم. پرداختم و رسیدش را بار بعد که رفتم شهرستان، بردم تا تحویلش دهم. گفت: رسید نمیخواهم. آن کس که باید بداند، میداند.
پس از کربلا موفق به دیدنش نشده بودم. نمیدانستم که وصیت کرده تلقینش را من بخوانم؛ تلقینی که هم زیارت زائر کربلا و هم وداع سفر آخرتش بود.
و امروز دهمین روز است که از کربلا برگشته، و یک هفته است که راهی دیار باقی شده و هنوز هم سال خمسیاش نرسیده است! طوبی له و حسن مآب.
روح همه اموات را به فاتحهای شاد کنید.


حرف مردم، امان بعضیها را میبرد. کوتاه میآیند و از موضع خود دست میکشند؛ یا سکوت و کتمان میکنند و خانهنشین میشوند. آیا این روحیه و کار درست است؟
بر اساس قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام، انسان مؤمن باید برای رسیدن به یقین تلاش کند و به حقیقت دست یابد و آن گاه که به حق رسید، در راه آن مقاوم باشد. در توصیف مؤمنان راستین و راسخ، قرآن میفرماید:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةً عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةً عَلَى الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ (سوره مائده، آیه 54)
ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر از حمایت دین خدا رویگردان شوید، خدا به جای شما گروهی را خواهد آرود که آنها را دوست دارد و آنها نیز دوستدار حقیقی خدایند. بر مؤمنان نرمخو و بر دشمنان سختگیرند و در راه خدا تلاش میکنند و از سرزنش سرزنشکنندگان نمیهراسند.
بر اساس این آیه یکی از ویژگیهای بارز مؤمنان راستین، پروا نداشتن آنها از سرزنشهاست.
در روایتی طولانی، امام کاظم علیه السلام سفارشهای جالبی به هشام دارد. از جمله به هشام میفرماید:
یَا هِشَامُ لَوْ کَانَ فِی یَدِکَ جَوْزَةٌ وَ قَالَ النَّاسُ فِی یَدِکَ لُؤْلُؤَةٌ مَا کَانَ یَنْفَعُکَ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا جَوْزَةٌ وَ لَوْ کَانَ فِی یَدِکَ لُؤْلُؤَةٌ وَ قَالَ النَّاسُ إِنَّهَا جَوْزَةٌ مَا ضَرَّکَ وَ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهَا لُؤْلُؤَة (تحف العقول، ص 386)
هشام! اگر در دست تو گردویی باشد و مردم بگویند گوهر است، به حال تو سودی ندارد؛ چرا که یقین داری گردوست! و اگر در دست تو گوهری باشد و مردم بگویند گردوست، به حالت ضرری ندارد؛ چرا که یقین داری گوهر است!
پس گام اول موفقیت، یافتن یقین به درستی راه است. در این صورت هیچ سرزنشی، به دارندگان یقین ضرری نمیرساند. آنکه به یقین دست یافت، همچون کوه استوار خواهد ماند. و البته رسیدن به یقین کار سختی است!

اگر کسی احساسی تصمیم گرفت و با دیدن فردی، عاشق عقیدهاش شد، اگر خطایی از او ببیند، از عقیدهاش متنفر خواهد شد. نه این آمدن منطقی بود و نه این رفتن منطقی است!
امام صادق علیه السلام میفرماید: کسی که به خاطر دیدن افرادی وارد این دین شود، همچنان که با دیدن افرادی وارد دین شده، دیدن افرادی دیگر از همین دین، او را از دین خارج خواهد کرد.
من دخل فی هذا الدین بالرجال، أخرجه منه الرجال کما أدخلوه فیه.
پس راه چاره چیست؟ امام صادق علیه السلام در ادامه میفرماید: هر کس با کتاب و سنت به دین بار یابد، کوهها از جا کنده میشوند و او همچنان استوار است.
و من دخل فیه بالکتاب و السنه زالت الجبال قبل أن تزول. (بحار الانوار، ج 2، ص 102)
امیرمؤمنان امام علی علیه السلام میفرمایند:
حق با توجه به انسانها تعریف و شناخته نمیشود. (انسانها، معیار حق نیستند) ابتدا حق را بشناس تا در پرتو آن، بتوانی پیروان حق را بشناسی.
الحق لاتعرف بالرجال، إعرف الحق تعرف أهله. (امالی شیخ مفید، ص 5)
این حدیث آن قدر مهم بوده که مرحوم شیخ مفید آن را در ضمن احادیث مجلس اول امالی قرار داده است.
البته انسانهای معصوم، استثنا هستند چون آنها با حق و حق با آنهاست. علی مع الحق و الحق معه.(امالی شیخ صدوق، ص 89)
پس انسانی که مدعی تیزبینی است، ابتدا معیار و خطکش سالمی پیدا میکند و سپس دیگران را میسنجد. ابتدا باید دستمال تمیزی یافت و سپس شیشه تمیز کرد! با دستمال گلاندود، جز زحمت بیهوده، حاصلی به دست نمیآید.