سفارش تبلیغ
صبا

ایام انتخابات که نزدیک می شود، رایزنیها و مشورتها و تشویق و تخریبها هم شروع می شود. و این بخشی از لوازم قدرتی است که خیلیها دنبالش هستند و باید همه گوشه ها را گشت تا ردی از خدا هم احیانا پیدا کرد!

داوطلبان نمایندگی که به نظرم حضور همه آنها ارزشمند است، به دنبال تحویل گرفتن کسانی هستند که فکر می کنند حضورشان یا سکوتشان نقشی در نزدیک شدن آنها به صندلیهای قدرت دارد. و البته با مهربانی همه مردم را تحویل می گیرند. اینها طبیعی و لازم است. در سالهای قبل ژست ساده زیستی هم ارزشی محسوب می شد که می توانست دلها را بیشتر جلب کند و اکنون نمی دانم این ارزش در چه موقعیتی قرار دارد؟!

در طرف مقابل کاندیداها و اطرافیشان گاهی همه تلاششان را به کار می گیرند تا رقیب را با نهایت تخریب، به بن بست بکشانند و احتمالا از دور رقابتها یا جدی بودن رقابتشان خارج کنند.

انتخابات که نزدیک می شود همواره دو آرزوی نشدنی به ذهنم می آید: کاش همیشه و حتی روزی یک بار انتخابات بود تا دلها به هم مهربان تر باشد و همه، مردم را تحویل بگیرند. و کاش هیچ وقت انتخاباتی برگزار نمی شد تا شاهد این همه تخریب و توهین و تهمت و اسراف و ریا نباشیم. اما چه می شود کرد که این دو آرزو، دست یافتنی نیست. اما نویسنده را هم معذور دارید که آرزو بر جوانان عیب نیست!


نوشته شده در  شنبه 90/10/17ساعت  3:34 عصر  توسط جواد پورروستایی 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
فواید شهروند پرسشگر!
غلط کردم!
برنده فستیوال لطیفه سال
عینک دودی؛ مظهر غرب!!!
قابل توجه مالکان مشمول حق تشرف!
فرماندار یا «نظریه پرداز»؟!
بورس تحصیلی کفش پاشنه کوتاه!
کره گرفتن شهرداری اردکان از آب زلال
بلوار بد و نان خوب!
تنگ و گشاد بی ضابطه!
[عناوین آرشیوشده]